عيسى بن الحسن بن ابى عبده به جاى او نشست . با آنكه مردى ژندهپوش بود در كار وزارت نيرومند و زيرك و هوشيار بود و با رأيى صائب . از ميان وزيران امير محمد هاشم بن عبد العزيز بيش از همه با حاجب خصومت مىورزيد و خود در نزد امير مقامى رفيع داشت و از همه محبوبتر بود . ديرى نكشيد كه بر ديگران غلبه يافت .
ابن عبد البر مىگويد نفوذى كه وزير هاشم بن عبد العزيز در امير محمد بن عبد الرحمان داشت در اعمال او تأثيرى ناپسند گذاشته بود ، زيرا دمدمههاى او امير را به فساد كشانيده بود . « حرص و آز را در او تقويت كرد و بالافزنيهاى خود او را مىفريفت و از شيوهء مرضيهاى كه در آغاز پيش گرفته بود منحرفش نمود و او را از اعتماد و وثوقى كه به كارگزاران و شيوخ و پيرمردان صاحب رأى داشت ، منع كرد و مشورت و همنشينى با جوانان پرشروشور و خيانتپيشه و بىاصل و نسب را در دل او بياراست .
ازاينرو پس از چندى كار ملك روى در فساد نهاد و نشانههاى فتنه و آشوب در اكثر بلاد آشكار گرديد و ناامنى سراسر كشور را فراگرفت . » « 4 » از آنچه صاحب البيان المغرب و ديگران در اوصاف امير محمد نوشتهاند « 5 » برمىآيد كه در سخن ابن عبد البر نوعى مبالغه است . درهرحال به زودى از نقشى كه وزير هاشم بن عبد العزيز - كه بعدها به مقام حاجبى رسيد - در ميدان جنگ و سياست در عهد امير محمد بن عبد الرحمان بازى كرد ، آگاه خواهيم شد .
تقدير چنان خواسته بود كه عهد امير محمد سرآغاز يكى از پرخطرترين اعصار تاريخ اندلس باشد . در اين عصر دولت بنى اميه و دولت اسلامى در اندلس دچار بحرانى شگرف گرديد . امير محمد تازه بر تخت فرمانروايى جلوس كرده بود كه نشانههاى اين شورش بنيان كن آشكار گرديد و او ناچار شد تمام سى و پنج سال روزگار فرمانروايى خود را در كار فرونشاندن آن صرف كند .
در اواسط ربيع الثانى سال 238 ه يعنى چند روز پس از مرگ پدرش عبد الرحمان مردم طليطله كه همواره آمادهء شورش بودند در اثر حادثهاى به جنبش درآمدند ، از اين قرار كه سعيد پسر امير محمد حاكم طليطله بود و عامل او حارث بن بزيع بود .
هامش
( 4 ) . مخطوط ابن حيان ، برگ 222 الف .
( 5 ) . رجوع كنيد به البيان المغرب ، ج 2 / ص 111 .