تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
محمد شتابان به قصر رفت و در حالى كه از بيم برادرش عبد اللّه كه رقيب او بود و مادرش كه در درون قصر نفوذ داشت ، سلاح خود را در زير جامه‌هايش پنهان كرده بود داخل شد . صقالبه مرگ امير عبد الرحمان را پنهان داشته بودند . درهاى قصر را بسته بودند و بر سر اينكه چه كسى بر تخت بنشيند ميانشان گفتگو درگرفته بود . بالاخره به جانشينى محمد بن عبد الرحمان راضى شدند و او را به قصر فراخواندند . محمد از غرفه‌اى كه پيكر بىجان پدرش در آنجا بود به مجلس بيعت رفت و چهل و نه برادر و عموها و اهل بيت خود و بزرگان مملكت را فراخواند و بىهيچ مخالفتى همه با او بيعت كردند . اين واقعه در روز جمعهء چهارم ماه ربيع الاول سال 238 ه اتفاق افتاد . سپس چند روز در مسجد از همهء مردم براى او بيعت گرفتند « 2 » . ما اين تفاصيل را آورديم تا از جريان انتخاب ولىعهد در امارت قرطبه آگاه شويم و بگوييم چگونه خواجه‌سرايان و غلامان از اين پس در امر حكومت و بر تخت نشستن اين يك يا آن يك ، دخالت مستقيم داشتند . محمد اميرى هوشيار و با كياست و از امور آگاه بود « 3 » . وقتى او به امارت رسيد هنوز درخشش دوران پدرش برجاى بود . پادشاهان مناطق مسيحىنشين اسپانيا او را به حساب مىآوردند و احساس مىكردند كه كسى به جاى عبد الرحمان نشسته كه مىتواند برنامه‌هاى او را ادامه دهد . ملوك سرزمينهاى مغرب در به دست آوردن دوستى او مىكوشيدند و پادشاه فرنگان براى بستن قرارداد صلح با او تلاش مىكرد . محمد بن عبد الرحمان ، حاجب پدر خود عيسى بن شهيد و بيشتر كارگزارانى را كه در خدمت پدرش بودند برجاى خود با همان مقام و مرتبت كه داشتند ابقا كرد و براى وزارت نظام جديدى آورد كه در آن لياقتها و شايستگيها بر ديگر صفات و سجايا برترى داده شد و در آن ميان وزيرانى كه از مردم شام بودند بر وزيران بربر و اندلسى ترجيح يافتند . اينان را در بيت الوزاره بر تختهايى بالاتر از ديگران مىنشانيد . امير محمد خود به اعمال وزرا و كتاب نظارت داشت و جزئيات اعمال آنان را بررسى مىكرد و به حسابهايشان رسيدگى مىنمود . چون عيسى بن شهيد درگذشت پسرش
هامش
( 2 ) . مخطوط ابن حيان ، از احمد بن محمد الرازى و عيسى بن احمد الرازى و معاوية بن هشام الشبينسى ، برگهاى 215 تا 220 ب . ( 3 ) . ابن اثير ، ج 7 / ص 141 .
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 311 | عبد المحمد آيتى / محمد عبد الله عنان