فصل اول حكومت محمد بن عبد الرحمان بن الحكم و نشانههايى از شورش نخستين
1
عبد الرحمان بن حكم مملكتىآباد بر پايههايى استوار ، بهرهور از استقرار و آرامش برجاى نهاد . ولى اين استقرار ، ظاهرى بود و فتنهها و آشوبهاى بسيار در درون خود نهفته داشت كه امنيت و سلامت كشور را تهديد مىكردند . آن لرزشهايى كه پىدرپى ، در عهد عبد الرحمان اندلس را لرزانده بود ، آثار عميق خود را باقى گذاشته بود . انقلابات پىدرپى محلى و جنگها با نورمانها و توطئههاى متعصبين مسيحى همه هشدار مىدادند كه اين استقرارى كه اكنون ممكت از آن بهرهور است چيزى جز يك مصالحهء خدعهآميز نيست كه سياست قوى و دورانديشانهء عبد الرحمان به آن تحقق بخشيده است . عوامل پريشانى و غدر در دلهاى منافقان و فرصتطلبان لانه كرده بود و تخت فرمانروايى اموى را به سختى تهديد مىكرد .
محمد بن عبد الرحمان پس از پدر ، در چهارم ربيع الاخر سال 238 ه / بيست و چهارم سپتامبر سال 852 م به امارت نشست و در حالى كه پدرش تازه ديده بر هم نهاده بود به قصر درآمد و برفور بر تخت فرمانروايى تكيه زد . حاجب عيسى بن شهيد براى او بيعت گرفت . محمد در اين روزها اندكى بيش از سى سال داشت . تولدش در