نامه نوشت و از او اجازت خواست كه نزد او رود . حكم نيز اجازت داد و او را فراخواند . ولى زرياب تازه به مغرب رسيده بود كه خبر درگذشت حكم را شنيد .
اگر نامهء دعوت عبد الرحمان به او نرسيده بود از رفتن به اندلس خوددارى مىكرد .
زرياب به قرطبه رفت . عبد الرحمان او را در نهايت اكرام و مهربانى استقبال كرد و صله داد و راتبه معين كرد و از خواص خود قرار داد . زرياب مردم اندلس را شيفته و حيران ساز و آواز خود كرد و آوازهاش در سراسر اندلس پيچيد . مردم اندلس از او موسيقى آموختند ، حتى لباس پوشيدن و آرايش و شيوهء معيشت او را تقليد مىكردند .
زرياب در ربيع الاول سال 238 ه / اوت سال 852 م درگذشت . وفات او چند هفته پيش از مرگ عبد الرحمان بود . زرياب و هنر او در تكوين هنر اندلسى در سايهء دولت اموى و سپس در سايهء دولت ملوك الطوايف اثرى عظيم داشت « 42 » .
عبد الرحمان به گردآورى كتب نيز شوقى وافر داشت . شاعر او عباس بن ناصح به شرق آمد تا به جستجوى كتب مهم و استنساخ از آنها بپردازد . عباس بن ناصح كتب بسيار گرد آورد . عبد الرحمان نخستين امراى اندلس بود كه به جمعآورى كتابها توجه نشان داد . با كوشش او در اين راه بود كه هستهء اصلى كتابخانهء بزرگ قرطبه به وجود آمد .
* در عصر عبد الرحمان بن حكم كار حكومت اسلامى قرطبه بالا گرفت و هيبت و نفوذ خود را در قصرها و حكومتهاى مختلف نصرانى آشكار ساخت و مركز ديپلماسى اسلامى در غرب گرديد . ظاهرا دولت بيزانس خصم دولت عباسى معتقد بود كه مىتواند با حكومت اسلامى قرطبه به تفاهمهايى برسد و به يارى آن در برابر دشمن مشتركشان دولت عباسى مقاومت كند . بدين لحاظ در سال 840 م / 225 ه سفيرى از سوى قيصر قسطنطينيه امپراتور تئوفيلوس ( توفلس ) به نام گرتيوس با نامهاى و هديهاى بزرگ به دربار قرطبه آمد . عبد الرحمان به گرمى از او استقبال كرد . قيصر
هامش
( 42 ) . رجوع كنيد به المقرى ، نفح الطيب ، ج 2 / ص 109 به بعد . ابن خلدون ، المقدمه ، ص 257 .