تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 305

مساهمون:

ص٣٠٥
اديب اندلسى است به نام ابو الخطاب عمر بن الحسن بن دحية البلنسى كه در قرن سيزدهم ميلادى مىزيسته و شرح آن را در كتاب خود به نام المطرب من اشعار اهل المغرب در ضمن احوال غزال نقل كرده است . ابو الخطاب مىگويد كه عبد الرحمان در اين سفارت يحيى بن حبيب را نيز با غزال همراه كرد . آن دو از راه شلب « 45 » با كشتى مخصوصى كه برايشان ترتيب داده بود بر درياى محيط بادبان گشودند . رسولان نرمانها نيز با اين كاروان بودند . ابو الخطاب صحنه‌هاى هولناك دريا را توصيف مىكند . با اين همه سفيران مسلمان اين راه صعب را طى كردند و به بلاد مجوس رسيدند . سپس در وصف آن بلاد مىگويد كه « جزيرهء عظيمى است در درياى محيط و در نزديكى آن جزاير كوچك و بزرگ بسيار كه ساكنان همه مجوس‌اند . سپس تا يك روز راه در خشكى همه مجوس هستند ، ولى امروز بر دين مسيح‌اند . » از توصيفى كه ابو الخطاب از راه مىكند معلوم مىشود كه سرزمينى كه غزال و دوستش به آنجا سفر كردند دانمارك بوده است . مؤيد اين نظر آن است كه دانمارك و حوالى آن در اين هنگام در تصرف نورمانها بوده است . نورمانها دانمارك و جزاير اطراف آن را زير سلطهء خود داشتند . علاوه بر آن بخشى از اسكانديناوى و شمال آلمان نيز در قلمرو آنان بود . پادشاهشان در اين زمان يعنى حدود سال 844 - 845 ميلادى هوريك نام داشت و چنان كه از روايات اسلامى برمىآيد تازه با مسيحيت آشنا شده بودند . سفير مسلمان از پادشاه نورمانها نهايت احترام و خوش‌آمد يافت و براى اقامت او و همراهانش جايى نيكو و مجزا معين كرد . غزال نامهء عبد الرحمان بن حكم و هداياى او را از جامه‌ها و ظروف تقديم نمود و در نزد او موقعيتى شايان يافت . غزال در سراسر دربار نورمان با اعجاب و استقبال نيكو روبه‌رو شد . ملكهء نورمان « نود » او را به حضور پذيرفت . غزال محو جمال او گرديد . ملكه نيز با او مهربانيها نمود و چند بار ديگر با او ديدار كرد . غزال در وصف جمال او شعر سرود . از جمله شعرى است كه ابن دحيه براى ما روايت مىكند ، كه غزال « نود » را مخاطب مىسازد :
يا نود يا رود الشباب التى * تطلع من ازرارها الكوكبا
هامش
( 45 ) . شلبsevliSشهر قديم اندلس واقع در جنوب غربى پرتغال نزديك اقيانوس اطلس .