واقعه در روز بيست و چهارم نوامبر سال 851 بود . آن دو را به ميدان اعدام بردند .
آن دو با حركت دست صليب رسم نمودند و در آنجا سرشان را قطع كردند و پيكرشان را به رود انداختند . مسيحيان توانستند تنها پيكر ماريا را بيابند و با هردو سر به خاك بسپارند . فلورا بعدا در زمرهء قديسان درآمد « 27 » .
سيمونت داستان فلورا و ماريا را چنين نقل مىكند . در وراى اين داستان دلگداز رگههاى توطئهاى را كه مسيحيان قرطبه بخصوص كشيشان براى روشن ساختن آتش فتنههاى طايفگى و اخلال در نظم و امنيت برافروخته بودند به خوبى مشاهده توان كرد . اينها يك سلسله اقداماتى بود كه هيچ حكومتى كه داراى نظاماتى باشد نمىتواند از آنها چشم بپوشد .
مدتى اين آتش زبانه مىكشيد و حكومت قرطبه با حزم و شدت مشغول خاموش كردن آن بود . از متعصبان جمعى ديگر كشته شدند كه از آن ميان اولوخيو بود . اولوخيو را نيز بعدها جزء قديسين ثبت كردند .
عبد الرحمان در اواخر حكومت خود گرفتار اين شورشهاى دينى بود . ولى متعصبان نتيجهاى كه مىخواستند حاصل نكردند ، بلكه برعكس از سوى مسيحيان معتدل كه از تسامح و مداراى حكومت اسلامى تقدير مىكردند مورد خشم و انكار واقع شدند .
* عبد الرحمان بن حكم در سوم ماه ربيع الثانى سال 238 ه / 23 سپتامبر سال 852 م در سن شصت و دو سالگى پس از سى و يك سال و چند ماه فرمانروايى بمرد .
عبد الرحمان مردى سيهچرده و بلندبالا بود . چهرهاى گيرا داشت . باوقار بود . وسط بينىاش برآمده بود . چشمانش درشت و سياه بود . طلعتى زيبا داشت و ريشى دراز .
نقش خاتمش اين بود : « عبد الرحمان بقضاء اللّه راض » « 28 » كنيهاش ابو المطرف بود
هامش
( 27 ) .. 224 - 314 . p . I . loV , sebarazoM sol ed . tsiH : tenomiS( 28 ) . ابن الاثير ، الكامل ، ج 7 / ص 22 . ابن حيان از رازى ، همان مخطوط ، ص 111 .