مردم عادى نبود ، بعضى از كشيشان خردمند و مسالمتجوى نيز در انتقامجويى شركت مىكردند . از اين جمله اولوخيو و آلوارو بودند . اين دو نيز براى مبارزه با قدرت اسلام هيچ راهى جز طعنزدن به اسلام و فداكردن جان خويش براى مذهب كاتوليك ، نمىشناختند . » « 24 »
عبد الرحمان بن حكم خطرى را كه در پيش بود بازشناخت و چنان ديد كه با حزم و تفاهم آن را چاره كند . مجلسى ترتيب داد و كشيشان را بخواند . اين مجلس در قرطبه به رياست ريكافرد مطران اشبيليه برپا شد و امير يكى از دبيران مسيحى خويش گومث بن انطونيا بن خوليان « 25 » عامل اهل ذمه را در آن نمايندگى داد و براى اسقفها اعمال افراطيان چون دشنام داد نشان به پيامبر اسلام را بازگو كرد و از عواقب چنين اعمالى كه گريبان مسيحيان را خواهد گرفت ، بيم داد . مجلس به اصل شهادتطلبى ايرادى نكرد ، ولى اسقفها بيانيهاى صادر نمودند و در آن اعمال افراطيان را تقبيح كردند و مسيحيان را از پيروى روش آنان برحذر داشتند و مقرر شد هركس با اين قرار مخالفت ورزد دستگيرش كنند « 26 » . ولى بيانيهء اسقفها تأثيرى در جوش و خروش متعصبين ننمود و ياران اولوخيو همچنان در گمراهى خويش باقى ماندند و بسيارى از ايشان روانهء زندان شدند ، از جمله خود اولوخيو . در ميان زندانيان چند دوشيزهء مسلمان بودند از مادران مسيحى و پدران مسلمان . اينان را مادرانشان و كشيشان گمراه كرده به سب رسول اكرم [ ع ] تحريض نموده بودند . از آن ميان دوشيزهاى سخت زيبا بود به نام فلورا كه اولوخيو او را ديده و به او دلبستگى يافته بود .
داستان اين دوشيزه بدانسان كه سيمونت روايت كرده شيوهء تحدى و آشوبانگيزى افراطيان را به خوبى بيان مىدارد . پدر فلورا مسلمان و مادرش مسيحى بود . هنوز كودك بود كه پدرش درگذشت و مادر او را با اصول مسيحيت آشنا نمود .
فلورا در عين زيبايى دوشيزهاى پرهيزگار بود و پنهان از برادر بزرگش كه مسلمانى سخت
هامش
( 24 ) .. 032 . p . I . loV , anapsE ed . tsiH : arimatlA . R( 25 ) . ابن القوطيه او را قومس بن انتنيان بن يليانه ناميده كه بعدها به اسلام گرويده است . ص 84 .
همچنين خشنى در كتاب قضاة قرطبه از او ياد كرده و او را قومس بن انتنيان خوانده . رجوع كنيد به كتاب قضاة قرطبه ( قاهره ) ، ص 111 .
( 26 ) .. 043 . p . I . loV . dibi : yzoD