بود كه بهطور عادى مىپرداختند . اين غرامتها را به عناوين مختلف بر مسيحيان تحميل مىكردند و مىگرفتند .
اين غرامتها در عصر عبد الرحمان دوم امير متكبر و خودخواه و محمد اول امير سختدل كه به وسيلهء كنت سواندا از مسيحيان قرطبه صد هزار « سويلدو » گرفت به اوج خود رسيد .
سيمونت سپس از تعصب مسلمانان سخن مىگويد كه : تعصب عرب بر ضد اجانب و تحقير آنان در نيمهء اول قرن نهم به بالاترين حد خود فرارفت . حتى خودپسنديهاى بربرهاى وحشى را حدى نبود . اسپانياييهايى كه مسلمان شده بودند ( مولدين ) و از دين خود بازگشته بودند تا زندگى آسودهاى داشته باشند ، براى محو اصول مسيحيت بيش از مسلمانان بر ضد مسيحيان تعصب نشان مىدادند . همهء اينان آنچه در آن سعى مىكردند اهانت و سركوبى و تحقير مسيحيان بود ، مخصوصا نسبت به روحانيان و كشيشان ، و چون خبر رسيد كه مسيحيان شمال پيروزيهايى به دست آوردهاند و مولدين در طليطله قيام كردهاند اين فشار بسى بيشتر شد .
سيمونت از فشارها و سختگيريهاى مسلمانان بر ضد رعاياشان و برادرانشان كه مسيحى معاهد بودند اين گونه حكايت مىكند . در عين حال اعتراف مىكند كه مسيحيان قرطبه در لشكر اسلامى به عنوان سرباز يا افسر خدمت مىكردند و بسيارى در قصر سلطنتى يا در قصور بزرگان مسلمان داراى مشاغل مهم بودهاند .
سيمونت از تأثير جامعهء اسلامى و عظمت آن و زبان آن و رسوم و آيينهاى آن در نفوس مسيحيان سخن مىگويد ، آنجا كه مىگويد :
« جوانان مسيحى فريفتهء منظرهء عظمت مادى و معنوى مسلمانان قرطبه شده بودند . مخصوصا تفوقى كه مسلمانان از حيث مظاهر ادبى و هنرى در عصر عبد الرحمان به سبب علاقهاى كه او به شعر و فلسفه و موسيقى داشت ، حاصل كرده بودند مسيحيان را به خود جلب كرده بود . از نشانههاى اين شيفتگى يكى آن بود كه جوانان مسيحى به زبان عربى مىنوشتند و زبان و ادبيات لاتينى را تحقير مىكردند و اين امر براى وطن و دينشان خطر بزرگى بود .
در نيمهء اول قرن نهم تنها زبان عربى نبود كه جوانان مسيحى را تحت تأثير قرار داده بود ، افكار و مراسم اسلامى نيز همين حال را داشتند . اين افكار و مراسم
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 288
مساهمون: عبد المحمد آيتى
ص٢٨٨