سياست فرنگان را در اين هدفى كه در پيش داشتند و آن برافگندن حكومت قرطبه بود تأييد مىكردند ، زيرا كارى بود كه به ناتوان ساختن يا اگر مىتوانست به برانداختن آن منجر مىشد . دولت عباسى اگر خود نمىتوانست مستقيما در اين براندازى شركت جويد اقلا مىتوانست آن را تأييد كند . بعيد نمىنمايد كه خليفهء عباسى كه قبر مقدس مسيح در خاك او بود و مىخواست بر ميليونها مسيحى كه در قلمرو او بودند حكومت كند در پى يافتن وسايلى براى تفاهم با امپراتور فرنگان كه حامى مسيحيت بود ، بوده باشد و خاندانشاهى فرنگان نيز با حمله و هجوم به قلمرو حكومت قرطبه وسيلهاى يابد تا خليفه با رعاياى مسيحى خود در رفق و مدارا رفتار كند . اين سياست علاوه بر نتايجى كه در شرق از آن حاصل مىشد در تحقق هدف اصلى او كه خصومت با اسلام در اسپانيا و تضعيف سيادت و نفوذ آن و تأمين امنيت مرزهاى جنوبى فرانسه بود نيز تأثير بسزا داشت . پس احتمال دارد كه اين تبادل سفيران و مراسلات سياسى ميان شارلمان و هارون الرشيد كه روايات مسيحى از آن حكايت دارند واقعا صورت گرفته باشد و در نتيجهء همين روابط دوستانه ، شارلمان خود را محق مىدانست كه در شئون اسپانياى مسلمان مداخله كند و پىدرپى مرزهاى آن را مورد تجاوز قرار دهد . در واقع نبرد فرانسه با شمال اسپانيا در عهد حكم بن هشام ميان سالهاى 181 و 185 ه واقع شد ، يعنى در اواسط خلافت رشيد ( 170 - 193 ه ) .
سياست فرنگان قبل از هر چيز تأمين گاليا ( جنوب فرانسه ) از خطر جنگجويان اسلام بود .
ازاينرو مىبينيم در شمالشرقى اسپانيا در نقطهاى دور از قرطبه ، در دامنههاى جبال پيرنه يك مملكت جديد مسيحى تأسيس مىشود تا ميان غازيان مسلمان و مملكت فرانسه سدى باشد . ولايتى كه ثغر گوتى يا در آغاز ثغر اسپانى نام گرفت از شهرهاى جرنده و اوزونه و سولسونه و حوالى آن ، از زمينهايى كه فرنگان از اراضى اسپانياى اسلامى جدا كرده بودند تشكيل شده بود . چون در ثغر اعلى بار ديگر آشوب برپا شد حكومت قرطبه سرگرم انقلابات و شورشهاى داخلى شد . در اين هنگام فرنگان فرصتى بهدست آورده جنگجويان خود را به جنوب روانه داشتند . شارلمان بويژه در پى فتح ثغر منيع بر شلونه بود تا آنجا را سنگرى براى دفاع از مرزهاى جنوبى خود سازد و براى اجراى اين نقشه نخست در سال 798 م با امير جليقيه الفونسوى دوم عقد دوستى بست تا از حمايت و يارى بشكنس بهرهمند شود . در سال 801 م / 185 ه
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 251
مساهمون: عبد المحمد آيتى
ص٢٥١