باروهاى قرطبه را تعمير كردند و خندقهاى اطراف آن را ژرف نمودند و با فرمانهاى سختى كه عليه مردم صادر مىكرد بر وخامت اوضاع مىافزود . چند ماهى نگذشت كه در قرطبه آتش خشم مردم شعله كشيد . مردم به زعامت مردى به نام ديبل در ربض شهرآشوب برپا كردند . حكم در شهر نبود ، براى محاصرهء آشوبگران به مارده رفته بود . چون بشنيد شتابان بيامد و رهبر آشوب و بسيارى از ياران او را گرفت و بر دار كرد و مثله نمود و آن شورش را بىهيچ رحم و رأفتى فروكوفت و پايتخت را تا چندى آرامش بخشيد « 23 » . در سال بعد سال 190 ه / 806 م بار ديگر آشوب در مارده بالا گرفت ، اين بار به قيادت مردى به نام اصبغ بن عبد اللّه بن وانسوس . حكم به جنگ او رفت ، ولى اين بار نيز چون خبر شورش در قرطبه را شنيد بازگشت و براى فرونشاندن شورش مارده گروهگروه لشكر فرستاد . اصبغ نيز چند سالى مقاومت كرد . اصبغ مردى بود برخوردار از وجاهت عامه و شجاعت . ياران او هموطنانش بربرها بودند كه شمارشان در مارده و حوالى آن بسيار بود . اصبغ سر شورشيان ، در برابر دورانديشى و برايى حكم مجبور شد كه امان خواهد . حكم نيز بپذيرفت و ماره بار ديگر به فرمان درآمد « 24 » .
طليطله پايتخت قديم گوت و مركز ثغر الاوسط « 25 » از آغاز فتح همچنان در فتنه و آشوب بود . در آنجا جمعى كثير از مولدين يا مسيحيانى كه به اسلام گرويده بودند و مستعربين يا مسيحيانى كه جزيه قبول كرده بودند زندگى مىكردند . پيش از اين ، اين دو عنصر را كه در تاريخ اسپانياى مسلمان نقش مهمى داشتهاند تعريف كرديم و توضيح داديم كه عرب و بربر كه در فتح اسپانيا دست يارى بههم داده بودند ، در ميان ملت اندلس كه بعد از فتح تكوين يافت اكثريت نداشتند . بويژه عربها اقليتى بودند كه در شهرهاى بزرگ زندگى مىكردند ، ولى اين اقليت عرب زمام فرمانروايى را در دست داشتند . شهرهايى كه اقليت عربها در آنها زندگى مىكردند در اقاليم وسطى و جنوبى در نزديكى قرطبه مركز امارت و سيادت بود . شمار بربرها نسبت به اينان
هامش
( 23 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ج 2 / ص 73 . ابن الاثير ، الكامل ، ج 6 / ص 86 . مخطوط ابن حيان ، ص 98 .
( 24 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ج 2 / ص 74 . مخطوط ابن حيان ، ص 99 .
( 25 ) . طليطله و اعمال آن در جغرافياى اندلس به « ثغر الاوسط » معروفاند