در امور دولت دور دارد . فقها نيز تلاش مىكردند كه سلطهء سياسى به دست آورند تا در آن سوى تختشاهى به واسطهء نفوذ دينى كه دارند بر مردم حكومت كنند .
سياست حكم براين آرزو ضربه زد . ازاينرو آنان با امير جوان دل بد كردند و بر فراز منبرها زبان به سب او گشودند و دلهاى عوام را از بغض و كينهء او بينباشتند . آنان به زبان وعظ و ارشاد و تحريض مردم در تمسك به دين ، مردم را بر ضد او برمىانگيختند .
از سوى ديگر حكم نيز كه در لهو و نوشخوارى افراط مىكرد سخن آنان را قوت مىبخشيد . تبليغ فقها بر ضد حكم بخصوص در ميان بربرها و مولدين ( مسلمانان اسپانيايى ) مؤثر بود ، زيرا اين دو گروه با اعراب به سبب آنكه همهء مواضع قدرت را در دست داشتند دشمن بودند . بربرها و مولدين همواره براى عصيان در پى فرصت بودند و اين تحريض فقها بر عصيان - چنان كه خواهيم ديد - در تحقق اين امر تأثيرى بسزا داشت « 18 » .
در آغاز امارت حكم ، در سال 180 ه / 796 م الحاجب عبد الكريم بن عبد الواحد بن مغيث به يك غزاى تابستانى ( صائفه ) به سوى البه و قلاع ( قشتالهء قديم ) رفت و بر دژ قلهره واقع بر ساحل رود ايبرو مستولى شد و در بلاط بشكنس ( ناوار ) كشتار بسيار كرد و با غنايم و اسيران بازگشت . ولى حكم از روى ناچارى فرمان داد كه جهاد و غزو را متوقف سازند تا بتواند با شورشها و مقاومتهايى كه از هر سو عليه او بروز كرده بود مبارزه كند . اينبار ثغر اعلى ( آراگون ) مركز اين اغتشاشات بود و عوامل خارجى شورشگران را يارى مىرسانيدند و آتش فتنه را تيزتر مىكردند .
سبب آن بود كه چون حكم به جاى پدر نشست عموهايش سليمان و عبد اللّه البلنسى بار ديگر تحريكات خويش آغاز كردند . اين دو از زمان برادرشان هشام در مغرب مىزيستند و پيوسته چشم به راه فرصت بودند . عبد اللّه البلنسى به ابن الاغلب صاحب افريقيه پيوسته بود و با او در باب حقوق از دسترفتهء خود و برادرش گفتگوها كرده بود ، ولى چنان كه از ظواهر برمىآيد از تأييد او بهرهاى نبرده بود . ازاينرو برادران روى به درگاه ديگر آورده بودند . شهرهاى ثغر اعلى و قبل از همه سرقسطه ، از زمان عبد الرحمان الداخل از مراكز فتنه و آشوب بودند . در سال 181 ه / 797 م در ثغر اعلى
هامش
( 18 ) . رجوع كنيد به : المراكشى ، المعجب ، ص 11 . المقرى ، نفح الطيب ، ج 1 / ص 159 . همچنين :882 . p . I . tsiH : yzoDوالتاميرا :722 . p . I . laV . anapsE ed . tsiH .