عبد الواحد بن مغيث ( نوادهء مغيث رومى فاتح قرطبه ) به شمال گسيل داشت . عبد الملك از ناحيهء قطلونيه از پيرنه گذشت و در اثناى سير خود ، بر شهر جرونده كه شهرى استوار در دوردست شمالشرقى اسپانيا بود ، مستولى شد . فرنگان از سال 785 م براين شهر غلبه يافته بودند . آن را از سليمان بن مطروح گرفته بودند . حكام اين نواحى كه همواره در حال شورش عليه حكومت قرطبه بودند ، از آغاز نخستين رزم شارلمان با اسپانيا هريك در شهرى كه به دستش افتاده بود مستقل مىزيست . اينان مىكوشيدند كه همسايگان خود را به همپيمانى با فرنگان وادارند تا در زير چتر حمايت ايشان قرار گيرند . مثلا ابوثور صاحب شهر وشقه كه در حوادث دربند شزرى از او ياد كرديم ، در سال 790 م رسولانى به تولوشه پايتخت اكوتين فرستاد و خواستار پيمان دوستى با پادشاه آن ، دوك لويى پسر شارلمان گرديد « 9 » . حاجب عبد الملك بعد از اين بر چند شهر و دژ و سنگر غلبه يافت ، سپس به سپتمانيا راه جست و به اربونه پايتخت قديم ثغر اسلامى لشكر برد . روايت اسلامى مىگويد كه مسلمانان در خلال اين غزوه اربونه را فتح كردند « 10 » ، ولى روايات مسيحى معاصر آن حوادث سخنى از اين فتح نمىگويند ، بلكه مىگويند كه مسلمانان به سبب استوارى شهر اربونه از آنجا عقب نشستند و به قرقشونه رفتند . شارلمان ( كارل كبير ) پادشاه فرانسه كه در اين ايام سرگرم جنگ با ساكسونها و از فرانسه دور بود ، پسر خود لويس امير اكوتين را براى دفع عربها گسيل داشت و سپاهى به سردارى گيوم كنت دوتولوز به نبردشان فرستاد . دو لشكر در مكانى به نام ويلدنى بر كرانهء رود اورپينا ميان اربونه و قرقشونه با يكديگر روبهرو شدند و به جنگى سخت دست يازيدند . مسلمانان پس از اين جنگ به سوى جنوب با غنايم و بردگان بسيار بازگشتند ، چنان كه خمس بردگان چهل و پنج هزار دينار زر شد . اسيران مسيحى مجبور شدند سنگها و خاكها را از باروى اربونه تا قرطبه بر زمين كشند يا بر دوش برند . هشام فرمان داد از آنها بخش تازهاى از مسجد جامع را بسازند تا خاطرهء اين غزوهء عظيم و مشهور را پيوسته زنده نگهدارد .
منطقهء رنده معروف به اقليم « تاكرونا » يا « تاكرونى » « 11 » بود . بربرها در آنجا
هامش
( 9 ) .. 302 . p . dibi : ladiP . M . R( 10 ) . ابن اثير ، الكامل ، ج 6 / ص 45 . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ج 2 / ص 64 . المقرى ، نفح الطيب ، ج 1 / ص 158 .
( 11 ) . رجوع كنيد به ياقوت ، معجم البلدان ، ج 2 / ص 353 .