تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
همچنين مطروح بن سليمان بن يقظان در ثغر برشلونه قيام نمود . برگرد او جماعتى كثير گرد آمد و بر سرقسطه و وشقه مستولى گرديد و كارش بالا گرفت و تسلط خود را بر سراسر آن ولايت بسط داد . هشام لشكرى گران به سردارى عبد اللّه بن عثمان به جنگش فرستاد . عبد اللّه به طرطوشه رفت و آنجا را از دست شورشگران بستد و سرقسطه را كه مطروح و يارانش در آنجا بودند محاصره كرد و هر روز بر شدت محاصره بيفزود تا مردم شهر به‌جان آمدند و يك روز چند تن از ياران مطروح ، او را به ناگاهان كشتند و سرش بريدند و نزد عبد اللّه بن عثمان فرستادند . عبد اللّه نيز سر را نزد هشام فرستاد . آنگاه پيروزمندانه در سال 175 ه به سرقسطه درآمد و بدين ترتيب لشكركشى بر شورش آن نواحى پايان داد . مسيحيان شمال از آنگاه كه قويدست شده بودند بر بلاد اسلامى بسيار حمله مىآوردند و هربار دست به تاراج و تجاوز مىزدند . اين تاراج و تجاوز بخصوص در ايامى كه اندلس دستخوش آشوب و پريشانى داخلى مىشد و حكومت قرطبه سرگرم فرونشاندن فتنه در بلاد دوردست مىگرديد فزونى مىيافت . فرنگان برطبق همان سياست هميشگى خود مسيحيان بشكنس و مردم جليقيه را به حمله و تجاوز بر مملكت اسلامى اندلس تحريض مىنمودند . هشام نيز چون پدرش نه تنها براين دسايس پيروز شد بلكه آلت و عدت بسيج كرد و عازم غزا و جهاد گرديد و تا اغتشاشات داخلى را فرونشاند ، لشكرى گران از چهل هزار جنگجو به فرماندهى عبد اللّه بن عثمان به شمال گسيل داشت . اين لشكر از البه و قلاع ( قشتاله ) گذشت و به جليقيه درآمد . سپاه جليقيه و هم‌پيمانانش كه به سردارى پادشاهشان برمودو ( يا برمند ) به دفاع آمده بود درهم شكست و در سال 175 ه / 791 م جمعشان پريشان شد و عبد اللّه بن عثمان با غنايم بسيار به قرطبه بازگرديد . هنوز اندك زمانى نگذشته بود كه به سردارى يوسف بن بخت بار ديگر به جليقيه حمله نمود و بار ديگر برمودو شكست خورد و جماعات بسيار از مسيحيان كشته شدند . پس از اين شكست برمودو از تخت سلطنت به سود الفونسوى دوم پسر فرويلا امير جليقيهء شرقى كنار رفت و به گوشهء عزلت در دير پناه برد . سال بعد ، يعنى سال 176 ه / 792 م هشام آمادهء رزم با فرنگان شد و دوران غزو و جهاد را تازه گردانيد . سپاهى بزرگ به سردارى حاجب خود عبد الملك بن