مخالفت برمىافراشت . گروه كثيرى از روميان و بربرها با او يار شدند و كسيله پراكندگى لشكر مسلمانان را در اطراف مغتنم شمرد و بر لشكر عقبه زد . ميان دو سپاه نبردهايى سخت درگرفت . مسلمانان شكست خوردند و عقبه و جماعتى از سرداران كشته شدند .
اين شكست به سال 62 ه بود . كسيله لشكر به قيروان برد و بر آن دست يافت . والى قيروان ، زهير بن قيس البلوى با قواى اندكش به برقه بازگشت . در اين روزها بيم آن مىرفت كه دولت اسلامى از افريقيه برافتد .
چون نوبت خلافت در سال 65 ه به عبد الملك بن مروان رسيد ، آهنگ آن كرد كه افريقيه را بازپس گيرد . بدين منظور زهير بن قيس البلوى را امارت افريقيه داد . او از هنگام سقوط قيروان به دفاع از برقه سرگرم بود . عبد الملك سپاهى گران به يارىاش فرستاد و زهير در سال 69 ه / 688 م راهى قيروان شد . در نزديكى قيروان با سپاه كسيله روبهرو شد . پس از نبردى سخت سپاه بربر درهم شكست و كسيله و بسيارى از يارانش جان باختند . زهير به قيروان درآمد و براى دفاع در آنجا لشكرگاهى نهاد و لشكريان خويش را براى سركوبى شورشگران به اطراف گسيل داشت .
چون مسلمانان به سمت مغرب پيش رفتند ، روميان فرصت غنيمت شمردند تا بر آنان دستبردى زنند . قيصر قسطنطينيه « 14 » از سيسيل ( - صقليه ) ناوگانى به يارى روميان فرستاد . اينان در قرطاجنه فرود آمدند ، سپس با انبوه جنگجويان به برقه تاخت آوردند .
زهير از اين حملهء ناگهانى خبر يافت و شتابان بازگشت تا از برقه دفاع كند .
ميان او و سپاه روم نبردى سخت درگرفت . مسلمانان در اين نبرد شكست خوردند و زهير و بسيارى از سرداران لشكرش كشته شدند و بار ديگر مغرب از قلمرو مسلمانان خارج شد .
اين حادثه بر حكومت دمشق گران آمد و چارهء آن نمىتوانست ، زيرا سرگرم جنگ با عبد اللّه بن زبير و ياران او بود و تا چند سال بعد نتوانست به امور افريقيه بپردازد . چون شورش فرونشست و عبد اللّه بن زبير كشته شد ، عبد الملك بن مروان
هامش
( 14 ) . امپراتور قسطنطينيه در اين هنگام يوستينيان دوم ( 685 - 695 م ) بود .