دژ جالولاء را گشود و جماعتى ديگر بلاد و دژهاى ديگر را .
در سال 50 ه / 670 م عربها به سردارى عقبة بن نافع به بزرگترين پيروزى دست يافتند . عقبه جنگاورى بزرگ بود و به آن نواحى و راههاى آن آگاه و از ابتداى فتح برقه فرمانده پادگان آنجا بود . معاويه او را براى حكومت افريقيه برگزيد و ده هزار سپاهى براى او فرستاد تا كار فتح را به پايان رساند . عقبه از برقه بيرون آمد و تا مغرب اقصى پيش تاخت و همهء عواصم و ثغور افريقيه را يكى پس از ديگرى بگشود و سپاهيان روم و بربر را پىدرپى درهم شكست و خويشتن به صحراهاى مغرب اقصى افگند و شهر قيروان را به عنوان پايتخت دولت جديد اسلامى بنا نمود .
قيروان دژى بود در برابر روميان و بربرها براى دفاع از بلاد مفتوحه .
هنوز زمانى دراز از فتح بزرگ نگذشته بود كه عقبه را مسلمة بن مخلد كه از سوى معاويه به حكومت مصر و مغرب - هر دو - منصوب شده بود « 11 » عزل كرد و ابو المهاجر انصارى را به جاى او امارت داد .
ابو المهاجر چند سال بر آن ديار فرمان راند و هيچ حادثهاى كه درخور ذكر باشد در اين سالها رخ نداد . در سال 62 ه در آغاز خلافت يزيد بن معاويه ، ابو المهاجر عزل شد و عقبه بار ديگر امارت افريقيه يافت . بلاد افريقيه همچنان در آتش شورشها و طغيانهاى محلى مىسوخت و روميان و بربرها هر دو در پى فرصت بودند . عقبه به جاى آنكه به استحكام پايههاى دولت نوپاى خويش پردازد دست به فتوحات تازه يازيد و تا آخرين حد مغرب پيش تاخت و اين بار به ساحل اقيانوس رسيد . بعضى روايات هست كه چون عقبه به ساحل اقيانوس رسيد با اسب خويش به آب زد تا آب به گردن اسب رسيد ، سپس گفت : « بار خدايا ، گواه باش كه رفتن نمىتوانم . اگر راهى بيابم پيشتر خواهم تاخت . » « 12 »
در اين اوان بربرها به سردارى يكى از پيشوايان خود به نام كسيلة بن لمزم « 13 » شورش كردند . كسيله اسلام آورده و با عربها پيمان دوستى بسته بود و اينك علم
هامش
( 11 ) . ابن عبد الحكم عزل عقبه را به سال 51 ه نوشته است و طبرى سال 50 ه . ج 6 / ص 134 .
( 12 ) . ابن عبد الحكم ، فتوح مصر ، ص 109 . ابن الاثير ، الكامل ، ج 4 / ص 42 .
( 13 ) . ابن الحكم در فتوح مصر ، ص 200 و ابن خلدون در العبر ، ج 6 / ص 108 او را بدين نام خواندهاند ، ولى ابن الاثير كسيلة بن كمرم ضبط كرده است .