گروههاى اندكى از گوتها پس از شكست به كوهستانهاى شمالى پناه بردند و در جبال اشتوريش ( استوريه ) موضع گرفتند و دو امارت مسيحى كوچك در كانتابريا و جليقيه تأسيس كردند . امارت كانتابريا كه دوك پتروس تأسيس كرد بدان سبب كه در جانب غربى جبال پيرنه در جلگههاى ناوار و بسكونيه بود ، همواره عرصهء تاختوتاز فاتحين مسلمان بود ، چه آنگاه كه به فرانسه حمله مىكردند و چه آنگاه كه از فرانسه بازمىگشتند ، ولى امارت جليقيه
aicilaG
در اعماق جبال صعب العبور اشتوريش بود و از غزوات فاتحان به دور . آن را جليقيه مىگفتند زيرا در حدود ولايت رومى قديم كه به اين نام ناميده مىشد واقع شده بود . در اين ارتفاعات منيع دوردست ، پلايو و يارانش گرد آمدند . بنا به روايات در آن هنگام شمارشان از چند صد تن معدود نمىگذشت . نخست به مغارهاى عظيم در كوه كووادنگا كه در ميان درههاى هولناك واقع شده بود پناه گرفتند . از آن كوهها در روايات اسلامى به نام صخره ياد مىشود « 7 » .
ابن خلدون در فصلى كه به ملوك جلالقه اختصاص داده مىگويد كه اين امارت مهد مملكت مسيحى بود . بعضى آنان را به گوتها نسبت دادهاند و حال آنكه ملوك جلالقه از گوتها نبودند ، زيرا گوتها در همان آغاز فتح اسلامى پراكنده شده از ميان رفتند « 8 » .
البته اين رأى را بهطور مطلق به دشوارى مىتوان پذيرفت . حقيقت اين است كه بقاياى مسيحيانى كه به شمال پناهنده شدند آميزهاى از گوت و اسپانيايى بودند كه هردو در يك جاى مىزيستند . ظاهرا آنچه از روايات مسيحى و اسلامى به دست مىآيد اين است كه زعماى اين نهضت چون پلاگيوس ، از گوتها بودند . بنابراين ملوك جليقيه را با گوتها استوارترين ارتباطها بود .
مسلمانان در آغاز فتح ، اين جماعات اندك از هم پاشيده را چندان مورد توجه قرار ندادند . دو فاتح اندلس ، موسى بن نصير و طارق بن زياد هريك براى نابود كردن بقاياى لشكر گوت به جليقيه حملاتى كردند ولى نتوانستند به هدفهاى خود برسند ، زيرا هردو را به دمشق فراخواندند . غفلت از اين بقايا يكى از بزرگترين خطاهاى فاتحين است . بعدها كه شورشهاى مسيحيان در شمال بخصوص در بسكونيه ( يا بلاد
هامش
( 7 ) . المقرى ، نفح الطيب ، ج 2 / ص 57 .
( 8 ) . ابن خلدون ، العبر ، ج 4 / ص 179 . اين رأى با رأى ابن حيان كه مملكت مسيحى شمال را به گوتها منسوب مىدارد معارض است .