فصل هفتم مملكت مسيحى شمال از آغاز قيام آن تا حكومت الفونسوى دوم
اكنون از دنبال كردن اخبار دولت اسلام در اندلس قدرى بازمىايستيم تا از اخبار دولتهاى كوچك ديگر سخن گوييم . اين دولتها در كنار دولت اسلامى به گونهاى از خفا و خاموشى به وجود آمدند و مسلمانان نه از به وجود آمدن آنها آگاه شدند و نه در سالهاى نخستين ، از رشد و نموشان . و چون از وجود آنان خبردار شدند به اهميت واقعه توجه ننمودند و تنها وقتى توجه نمودند كه نمو كرد و به صورت نيرويى درآمد كه دست به تجاوز و مقاومت مىزد . يكى از اين دولتها دولت مسيحى شمال اسپانيا بود كه بايد از اين زمان در كنار دولت اسلامى در تاريخ شبه جزيره جاى خود را اشغال كند .
قيام اين دولت جديد چيزى جز حركت تازهاى در حيات مملكت گوت كه مسلمانان به هنگام فتح اندلس در سال 92 ه / 711 م آن را از پاى درآورده بودند ، نبود . اين دولت در شمال اسپانيا از مرحلهاى ناتوان و ضعيف در گوشهء دوردست در شمال غربى آن ديار آن سوى صخرهها زندگى خود را آغاز كرد و همچنان كند ولى ثابت و مداوم به حيات خود ادامه داد . در آن ارتفاعات جاى پاى استوار كرد و سپس با كشور اسلامى كه در جنوب بر خرابهء دولت گوت به وجود آمده بود نبرد مرگ و زندگى را آغاز نهاد و اين نبردى است كه از اين پس در تاريخ اسلام در اسپانيا جاى بزرگى دارد .