در بسيارى از نبردها ، ميان او و دشمنانش - چنان كه ديديم - خود فرماندهى لشكر را به عهده داشت . عبد الرحمان بسيارى از ياران برگزيدهء خود را به امارت نواحى فرستاد .
اينان بيشتر خويشاوندان او بودند كه به نحوى كه در جاى خود بازنموديم نزد او آمده بودند . خلاصه آنكه حكومت عبد الرحمان الداخل بخصوص در آغاز بر عصبيت و موالات استوار بود و از جهت بنيان و روح آن يك حكومت عربى بود ، ولى خصومتهايى كه از سوى زعماى قبايل و بطون مختلفهء عرب در حق خود مشاهده كرد و انقلابات و شورشهايى كه از جانب آنان و با آنان بر ضد او برپا مىشد و پيمانشكنيهاى مكرر ايشان ، او را برانگيخت از عربها بيمناك شود و به بركشيدن موالى و بربر روى آورد . مخصوصا بربرهاى بر العدوه ( مغرب ) . عبد الرحمان از آن پس هزاران تن از موالى و بربرها و بردگان را گرد خود آورد تا در روز حادثه ياران او باشند و اين امر در عصر عبد الرحمان الناصر - چنان كه درجاى خود خواهيم گفت - به اوج خود رسيد « 12 » .
سياست عبد الرحمان در حق رعاياى مسيحى او ( مستعربين ) و مسيحيان شمال ، سياست اعتدال و مدارا بود . عبد الرحمان به سبب گرفتاريهاى داخلى هرگز به فكر جهاد در اراضى مسيحىنشين نيفتاد و همواره از مصالحه با آنان استقبال مىكرد . اين اماننامه كه مىگويند عبد الرحمان براى همسايگان خويش مسيحيان قشتاله صادر كرده است مؤيد اين سياست اوست :
« بسم اللّه الرحمان الرحيم . اماننامهء پادشاه بزرگ عبد الرحمان براى بطريقان و راهبان و اعيان و مسيحيان و اندلسيان از مردم قشتاله و متابعان ايشان در ديگر شهرها .
نامهء امان و صلح . عبد الرحمان از جانب خود تعهد مىكند كه پيمان خود را نشكند مادام كه مردم قشتاله تا پنج سال هر سال ده هزار اوقيه طلا ، ده هزار رطل نقره ، ده هزار رأس از بهترين اسبان ، ده هزار رأس از بهترين استران ، هزار زره و هزار كلاهخود و هزار نيزه بپردازند . اين اماننامه در سوم صفر سال 142 ( 795 م ) در قرطبه نوشته شد . » « 13 »
هامش
( 12 ) . رجوع كنيد به نفح الطيب ، ج 1 / ص 156 و ج 2 / ص 67 .
( 13 ) . ابن خطيب در كتاب الاحاطه ( نسخهء خطى اسكوريال ) نص اين نامه را آورد است و الغزيرى نيز در فهرست خود از آن ياد كرده است . رجوع كنيد :. 401 . p , II . LOV sesnelairucsE anapsiH - ocibarA acehtoiliB : irisaCولى ما باتوجه به وضع مسيحيان آن عصر ، در آن ارقام كلان كه در متن آمده است ترديد داريم .