رودرروى او بايستد و به صراحت سخنى گويد . همه او را در خفا لعنت مىكردند و كس به رغبت در خدمت او قرار نمىگرفت . » سپس مىافزايد : « عبد الرحمان همواره يك هدف داشت و آن اينكه عرب و بربر را در زير يوغ خود درآورد و به اجبار به فرمانبردارى وادارد . براى رسيدن به هدف از همهء وسايل سود مىبرد ، همهء آن وسايلى كه پادشاهان قرن پانزدهم براى سركوبى رعاياى خود به كار مىبردند . دست تقدير اسپانيا را به بد سرنوشتى دچار كرد . شوربخت جانشينان او بودند كه مىبايست آن راه خونآلود را طى كنند ، راهى كه مؤسس دولت پيش پاى آنان نهاده بود ، راه جباريت كه رهروان آن تنها به شمشير تكيه مىكنند . حقيقت اين است كه هيچ پادشاهى نمىتوانست بر عرب و بربر فرمان راند ، مگر با چنين وسايلى ، و مسلم است وقتى كه در يك سو زورگويى و جبر باشد در ديگر سو آشوب و پريشانى و اغتشاش خواهد بود . » « 4 »
عبد الرحمان در كنار تندخوييها از برخى صفات پسنديده نيز برخوردار بود .
ابن حيان مورخ اندلس برخى صفات او را در اين عبارات استوار آورده است :
« عبد الرحمان مردى بردبار و دانا و هوشيار و دورانديش و بااراده و دور از ناتوانى بود . چون كسى نغمهاى ناساز بر ضد او ساز مىكرد شتابان از جاى برمىخاست و هيچ نمىآسود تا او را خاموش سازد . راحت نمىشناخت ، به تنپرورى عادت نداشت ، در كارها به ديگرى متكى نبود ، دلير و پيشتاز بود ، در عواقب كارها نيك مىنگريست .
محتاط بود و بىآرام و بليغ و سخنور و شاعر و نيكوكار و بخشنده و بخشاينده و گشادهزبان . » « 5 » اين تصويرى كه ابن حيان ارائه مىدهد تصويرى است از عظمت و بطولت كه سراسر زندگى عبد الرحمان از آنها خالى نبوده است .
ابن حيان همچنين عبد الرحمان الداخل را از حيث عزم و اراده و قساوت و برندگى و دليرى در انجام كارهاى بزرگ به ابو جعفر المنصور تشبيه مىكند « 6 » .
هرگاه اين صفات همه باهم در شخصى يافته شود ، مسلما چيزى نيست كه موجب محبت باشد بلكه بىترديد سبب اعجاب است ، چنان كه چون در عبد الرحمان گرد آمد
هامش
( 4 ) .. 842 - 542 . p . I . V . tsiH : yzoD( 5 ) . به نقل از نفح الطيب ، ج 2 / ص 67 .
( 6 ) . المقرى ، نفح الطيب ، ج 1 / ص 156 .