تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
در حوادث اسير شد . محمد بن يوسف اين بار ادعا كرد كه نابينا شده و اين حيله را چنان به كار برد كه همهء موكلان زندان به كورى او اقرار كردند . عبد الرحمان را دل بر او بسوخت و چون برادرش ، او را نكشت . محمد بن يوسف سالهاى دراز در زندان بماند ، چنان كه ديگر كسى را با او كارى نبود و به « اعمى » شهرت يافته بود ، تا روزى كه به دست برخى موالىاش كه با او در ارتباط بودند فرصت فرار فراهم آمد و از زندان خود به كرانهء رود وادى الكبير بگريخت و شناكنان از رود بگذشت و در سال 168 ه خود را به طليطله رسانيد و اعلان عصيان نمود . جماعاتى بسيار از فهريان و قيسيان و جمعى از عناصر آشوبگر ديگر گرد او را گرفتند و او با قواى خود رهسپار جيان شد . عبد الرحمان به قتال او بيرون آمد و ميانشان چند جنگ درگرفت كه در همه پيروزى نصيب عبد الرحمان شد . محمد بن يوسف قدرى دست از جنگ بداشت تا پايگاهها و قواى خود را از دست ندهد ، سپس بار ديگر نبردى سخت درگرفت . عبد الرحمان دست به خدعه زد و با برخى از سران و سردارانش چنان نهاد كه در جنگ درنگ و سستى كنند . اين خدعه كارساز آمد و محمد بن يوسف منهزم شد و چند هزار از يارانش طعمهء تيغ شدند و جمع كثيرى نيز در آب نهر غرقه گشتند . عبد الرحمان او را تا دژ رباح تعقيب كرد و لشكرش را به اطراف پراكنده نمود . اين واقعه در ربيع الاول سال 168 ه / 784 م « 9 » اتفاق افتاد . محمد باوجود چنين شكستى كه خورده بود سر فرود نياورد و در عزمش سستى پديد نيامد . به جانب غرب رفت و در قوريه فرود آمد و بار ديگر به گردآورى لشكر پرداخت تا جنگ را از سر گيرد . قضا را كارش بالا گرفت و در آن نواحى كروفرى يافت . عبد الرحمان بار ديگر به نبرد او لشكر برد و قوريه را مورد حمله قرار داد و رشتهء سپاهش را از هم بگست . اين نبرد در سال 169 ه / 785 م روى داد . محمد با برخى از يارانش به يكى از روستاهاى طليطله گريخت و چند ماه بعد ، در سال 170 ه درگذشت . برادرش ابو القاسم بن يوسف به جاى او قرار گرفت و
هامش
( 9 ) . رازى تاريخ اين جنگ را ربيع الاول سال 168 مىآورد ( ابن الابار ، الحلة السيراء ، ص 57 ) ابن اثير نيز در پيروى او همان تاريخ را ذكر مىكند ، ولى صاحب البيان المغرب تاريخ سال 169 ه را ياد مىكند . ج 2 / ص 59 .