تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
در شمال آرام گرفت « 6 » . خاندان پادشاهى شارلمان مدتى از امور اسپانيا غافل بودند ، زيرا قبايل ساكسون پيمان خود شكسته بودند و بار ديگر دشمن نيرومندش ويدو كنت بازگشته بود ، تا آنگاه كه جنگهاى هفت‌ساله با هزيمت ساكسونها به پايان آمد و زعيمشان در سال 785 م گردن به مسيحيت نهاد . عبد الرحمان چنان ديد كه با پادشاه فرانسه عقد دوستى بندد و دوستى و مدارا با او را به جاى خصومت و كينه‌توزى برگزيند . اين بود كه نزد او كس فرستاد و خواستار پيمان مودت شد و گفت كه دوست دارد به داماديش سرافراز شود . شارلمان به پيمان صلح پاسخ مثبت داد ولى دامادى صورت نبست « 7 » . در بعضى از روايات آمده كه شارلمان پيشنهاد كرد كه دختر خود را به او دهد ، عبد الرحمان عذر آورد كه بيمار است . اين پيمان دوستى ميان دو رهبر همچنان تا وفات عبد الرحمان برقرار بود . چون عبد الرحمان به قرطبه بازگرديد خبر دادند كه توطئهء بزرگى به رهبرى برادرزاده‌اش مغيرة بن الوليد بن معاويه و هذيل پسر صميل بن حاتم در شرف تكوين است و اينان قصد برانداختن او را دارند ، و اين نخستين توطئه از اين نوع نبود . چند سال پيش هم در سال 163 ه توطئهء ديگرى به سركردگى دو تن از زعماى بنى اميه كه پس از درخشيدن ستارهء اقبال او به اسپانيا آمده بودند براى برانداختن او صورت پذيرفته بود . اين توطئه‌گران يكى پسر عم او عبد السلام بن يزيد بن هشام معروف به اليزيدى بود و يكى برادرزاده‌اش عبيد اللّه بن ابان بن معاويه و اين دو به معاونت ابو عثمان از بزرگان دولت دست به چنين كارى زده بودند . از آن هنگام كه عبد الرحمان به حكومت رسيد كوشيد تا بقاياى بنى اميه را از اطراف گرد آورد تا با او يار شوند . آنگاه آنان را در سايهء حمايت خود قرار داد و نعمتهاى خويش از ايشان دريغ نداشت و براى
هامش
( 6 ) . ابن الاثير ، الكامل ، ج 6 / ص 22 . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ج 1 / ص 59 . ( 7 ) . المقرى از ابن حيان ، ج / 1 ص 155 . در روايت تفصيل زيادى دربارهء اين خواستگارى نيامده است . ظاهرا عبد الرحمان خواسته بود با يكى از دختران شارلمان ( به احتمال قوى هروترود دختر بزرگش ) زناشويى كند ، زيرا تنها او بود كه در اين سالها در سن ازدواج بود . رنو مىگويد مقصود از اين اشارت ، عبد الرحمان دوم يا عبد الرحمان الاوسط نوهء عبد الرحمان الداخل است كه ميان او و پادشاه فرانسه ( شارل كچل ) روابط حسنه بود . اين گونه روابط ميان امراى فرنگان و مسلمين رايج بود .89 . p . dibi : duanieR.