تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
پسرعموى يكديگر باشند « 2 » . جز اينكه او از زعماى فهريه و از زعماى شورش بر ضد بنى اميه است . جنبش صقلبى در تدمير همانند جنبش علاء بن مغيث است - پيش از او - در باجه ، ولى بسى خطرناكتر از او . زيرا صقلبى با رهبر شورشهاى شمال سليمان بن يقظان روابط دوستى برقرار كرده بود « 3 » . ظاهرا اين پيمان دوستى بعد از تجاوز فرنگان به اسپانيا و نبرد دربند شيزروا بوده است . ولى سليمان بن يقظان به عهد خود وفا ننمود و در نبردى كه ميان او و عبد الرحمان الداخل درگرفت يارىاش نكرد . صقلبى به خشم آمد و لشكر به جنگ او كشيد ، ولى سليمان بن يقظان در خارج شهر برشلونه لشكرش را منهزم نمود . عبد الرحمان بن حبيب صقلبى به تدمير بازگرديد و چند ماه درنگ كرد و به جمع قوا و ساز و برگ پرداخت ، ولى عبد الرحمان الداخل منتظر نماند كه حمله از سوى او صورت گيرد ، بلكه خود وارد جنگ شد و در حمله‌اى سخت همهء كشتيهايش را كه در ساحل پهلوگرفته بودند به آتش كشيد ، چنان كه راه گريزش نمانده بود . صقلبى با بقاياى لشكرش به جبال بلنسيه گريخت و در آنجا موضع گرفت . در اينجا عبد الرحمان بار ديگر دست به سلاح مكر و حيله برد و با يكى از ياران صقلبى در نهان رابطه برقرار كرد . او نيز صقلبى را به ناگاهان بكشت و سرش را براى عبد الرحمان فرستاد . اين واقعه در سال 162 - 163 ه / 778 - 779 م اتفاق افتاد . با مرگ او آتش شورش خاموش گرديد .
هامش
( 2 ) . دوزى مىگويد كه داماد يوسف الفهرى بود ، شوى يكى از دخترانش . ج 1 / ص 242 . ولى براى گفتهء خود مأخذى ذكر نمىكند و ما نيز در روايات عربى چيزى كه اين قول را تأييد كند نيافتيم . ( 3 ) . دوزى شورش ابن يقظان و هم‌پيمانان او و ارتباط صقلبى را با آن به گونهء ديگر بيان مىكند و مىگويد : در اين پيمان ابن يقظان و حسين بن يحيى و صقلبى و محمد بن يوسف الفهرى شريك بودند و هر چهار تن شارلمان را به اسپانيا دعوت كردند و همه براى ملاقات او به بادربورن رفتند و چنان نهادند كه ابن يقظان در جنگ همراه شارلمان باشد و صقلبى بربرها را در افريقيه گردآورد و به تدمير تازد تا عبد الرحمان را به خود مشغول دارد . دوزى ، ج 1 / ص 240 - 241 . ما با اين نظر دوزى موافق نيستيم . يكى بدان سبب كه در منابع عربى به آن اشارتى نرفته است و همه متفق‌اند كه حركت صقلبى مستقل بوده و با جنگ فرانسه ارتباطى نداشته است ، از ديگر سو در روايات لاتينى نيز از اين پيمان نشانى نيست . از اين گذشته محمد بن يوسف الفهرى كه مىگويند يكى از اركان اين پيمان بوده چند سال بعد از زندان خود گريخته است . رجوع كنيد : ابن الابار ، الحلة السيراء ، ص 57 . اليبان المغرب ، ج 2 / ص 58 . ابن الاثير ، ج 6 / ص 26 .
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 199 | عبد المحمد آيتى / محمد عبد الله عنان