تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
توانستند ساقهء لشكرى را كه اسپانيا را به لرزه درآورده بود درهم فروكوبند . » « 18 » چون اين حملهء ناگهانى از سوى مسلمانان و يارى بشكنس به ساقهء لشكر فرنگان انجام گرفت عواقبى هولناك كه به تصور درنمىآمد در پىداشت ، و آن اينكه فرنگان در آن دره‌ها و گردنه‌هاى تنگ و سرازير نمىتوانستند از خود دفاع كنند . ساقهء لشكرشان از لشكر جدا افتاد و هرچه همراه داشتند از اسباب و امتعه به تاراج رفت . بالاتر از همهء اين اموال خزاين‌شاهى بود . همچنين همهء اسيران و گروگانها و برتر از همه سليمان بن يقظان . ساقهء لشكر از هم بردريد و در آن نعره‌هاى هولناك مردان و شيههء اسبان و چكاچاك شمشيرها بسيارى از بزرگان لشكر و سواران كشته شدند . حمله به قدرى غافلگيركننده و برق‌آسا بود كه هر اقدامى را براى دفاع ، از كسانى كه زير ضربت قرار گرفته بودند ، سلب كرده بود . اين شكست به قدرى هولناك بود كه سالها و سالها در ميان امم غرب و مسيحيان انعكاس داشت . روايات فرنگى تاريخ اين حادثه را 18 اوت 778 / ذو القعدهء سال 161 ه معين مىكنند « 19 » . پيش از اين ديديم كه چگونه در روايات عربى در عين ايجاز در منتهاى دقت به آن اشارت رفته بود و چگونه روايت كليسا جزئيات قضيه را با طول و تفصيل در برداشت و ما پيش از اين به اين روايات كه نصوص برخى از آنها را اقتباس كرده بوديم اشارت كرديم . به ظن قوى روايت اگينهارد ( اينهارت ) مورخ شارلمان دقيق‌تر و موثق‌تر باشد . اين تاريخ در سال 829 م اندكى پس از مرگ شارلمان به رشتهء تحرير درآمده است و در آن به بسيارى از اقوال معاصران و شاهدان عينى اعتماد شده است . همچنين به تفصيل نام كسانى از فرماندهان و بزرگان را كه در اين حادثه كشته شده‌اند براى ما نقل كرده و از آن جمله‌اند اگينهارد رئيس خاص وانسلم كاخبان و هردولاند حاكم قصر برتانى و بسيارى ديگر از خواص و حواشى پادشاه . هردولاند همان رولان
dnaloR
قهرمان آن چكامهء مشهور است . اين چكامه چندى بعد سروده شده
هامش
( 18 ) .. 791 . p . dibi : ladiP . M . R rop . tic , soigeR selanA( 19 ) . تاريخ ماجرى در روايات عربى سال 157 ه / 774 م آمده است ، و اين روايت ابن اثير است . ج 6 / ص 5 . و مقرى در نفح الطيب ، ج 2 / ص 73 . ظاهرا آنچه در اين روايات آمده مربوط به آغاز حوادث باشد . مسلم است كه روايات فرنگى به صحت و تحقيق نزديكترند ، زيرا معاصر و نزديك به اصل حوادث بوده‌اند .