و سركوب مسلمانان واقع شده بودند برانگيخت و لشكر به آن سو كشيد » . پيدال براين مىافزايد كه « اگرچه اسلام شيوهء تسامح و مدارا پيش گرفته بود ولى مسيحيان و يهود در اسپانيا در سايهء حكومت اسلامى تحت فشار و آزار بودند . ازاينرو مسيحيان مستعرب شارلمان را به چشم يك آزادكننده مىنگريستند » . گرايشهاى دينى حمله را روايات ديگر لاتينى كه شمارشان نيز اندك نيست تأييد مىكنند . برخى از اين روايات معاصرند و برخى در ادوار بعد نوشته شدهاند . ولى براى آنكه ثابت كنيم اين حملات جنبهء دينى داشتهاند يكى اين است كه شارلمان پاپهادريان را در جريان حملات خود گذاشته بود و پاپ نيز آهنگ او را ستود و وعده داد كه براى او دعا خواهد كرد تا پيروزمند به كشور خود بازگردد « 5 » .
هنگامى كه شورشگران مسلمان شارل را به يارى خود خواندند او جنگ با ساكسونها را به پايان برده بود و قبايل وثنى ژرمن را منهزم ساخته بود و زعيم مقتدر ايشان ويدو كنت را به فرار وادار كرده بود و اين دعوت در موقعيتى كاملا مناسب به دست او رسيد . آن سال منتظر ماند تا زمستان سپرى شد ، سپس به جنوب راند و مراسم عيد فصح را در اكوتين نزديكى بوردو برگزار كرد و در آغاز بهار سال 778 م با همهء قواى خود مركب از فرانكهاى نوستريا و ژرمن و لومبارد و فرقى از برتانيا و اكوتين در حركت آمد . از سرزمين اكوتين گذشت و قرارش براين بود كه پيش از آنكه زمستان به ناگاه فرارسد جنگ اسپانيا را به پايان رساند . آنگاه لشكر عظيم خود را به دو بخش نمود . يك بخش را از جانب شرقى ، از جبال پيرنه و بخش ديگر را كه خود فرماندهىاش را به عهده داشت از ناحيهء غربى از يك جادهء قديمى رومى از فراز تپههاى بلند مشرف بر صحراى صعب العبور رونسوال عبور داد ، با اين نقشه كه دو لشكر بر كرانهء رود ايبر روبهروى سرقسطه موضع گيرند و در آنجا شارلمان با همپيمانان مسلمانش ديدار كند . عبور شارلمان از كوه پيرنه ، از دربند شزرى بود در ماه آوريل ، و اين قول ارجح ديگر اقوال است « 6 » . شارلمان به بلاد بشكنس يا ناوار جديد درآمد و بنبلونه پايتخت آن را محاصره نمود . بنبلونه دژ ناواريها بود . شهر در مدتى كوتاه به تصرف درآمد . اين ناواريها همواره شعبهء خاصى از بشكنس بودند
هامش
( 5 ) .. 481 - , 181 . p . dibi : ladiP . M . R( 6 ) .. 681 . p . dibi : ladiP . M . R