كند بر روى قراردادهاى خود استوار است . ثعلبه در يكى از دژهاى فرانسه زندانى شد . در روايت ديگر هست كه سليمان پس از آمدن شارلمان به اسپانيا ثعلبه را تسليم او نمود . درهرحال وجود اين اسير در دست پادشاه فرنگان بخصوص كه از اكابر وزراى عبد الرحمان بود ، ضربتى بر عبد الرحمان بود و ممكن بود از آن سودهاى بسيار برد .
سليمان رئيس اين شورشيان براى خود كار مىكرد و پيش از هر چيز در فروكوفتن سيادت قرطبه سعى مىورزيد و مىخواست در قلمرو خويش به استقلال فرمان راند .
ولى پادشاه فرنگان را خيال ديگر در سر بود . سياستش آن بود كه اين شورشگران را تقويت كند تا آتش اختلاف در اسپانياى اسلامى فروزانتر گردد . مخصوصا از آن زمان كه سيادت مسلمانان در جنوب فرانسه روى به ضعف نهاده بود و مسلمانان به آن سوى كوه پيرنه رانده شده بودند ، اين خيال قوت گرفته بود . اين سياست - سياست اختلافافكنى - از زمان پپن پدر شارلمان اعمال شده بود . سليمان بن يقظان رئيس و رهبر شورشيان شمال از سال 760 م يعنى از زمان استيلايش بر اربونه و پيوستن مرز اسپانيا به مرز فرانسه با ايشان رابطه پيدا كرده بود و مىخواست از اين همپيمانى و دوستى بنيان استقلال خود را محكم كند . از سوى ديگر رشتهء ارتباطى هم ميان شورشيان و مسيحيانى كه در داخل اندلس منتظر سقوط دولت اسلامى بودند به وجود آمده بود . زعماى شورشگران هرگاه هوس شورش مىكردند يا مىخواستند در ولايت يا شهرى به استقلال فرمانروايى كنند از مسيحيان يارى مىخواستند و آنان نيز برفور به اين خواهش پاسخ قبول مىدادند و آن را وسيلهاى براى دخالت در امور مسلمانان و تيز كردن آتش دشمنى ميان ايشان قرار مىدادند . خواهيم ديد كه پادشاهان بلاد فرنگ چگونه بارها از اين سياست به سود خود و زيان اسلام بهره بردند . ظاهرا دولت عباسى هم در شرق جهان اسلامى از تأييد اين سياست در غرب جهان اسلامى خود را به دور نمىداشت و بدين وسيله مىخواست با بنى اميه كه پس از سقوط دولتشان در مشرق توانسته بودند در اين سوى جهان در سرزمينى دور از مركز خلافت ، دولتى جديد تأسيس كنند دشمنى ورزند . يك روايت مسيحى از روابط منصور و پپن حكايت دارد و مىگويد كه پپن در سال 765 م سفيرانى به بغداد فرستاد . منصور نيز سفيرانى به نزد او گسيل داشت . اين سفيران پس از سه سال به دربار پپن وارد
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 183
مساهمون: عبد المحمد آيتى
ص١٨٣