تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
به لشكرگاه دشمن افكندند و آنچه مىبايست ، با بربرها گفتند و از آنها عهد و پيمان گرفتند . روز ديگر ميان دو گروه جنگ بزرگ آغاز شد . بربرها پيمان گسستند و از جنگ بازايستادند و اين كار سبب شد كه شورشگران به نحو فجيعى روى به گريز نهند و قريب سى هزار « 16 » كشته دهند و بسيارى از سران نيز كشته شدند . عبد الغافر به كشتى نشست و به مشرق گريخت . عبد الرحمان پيروزى خود را با اجراى يك برنامهء خونين همزمان ساخت . دستور داد سى تن از وجوه اشبيليه را كه در زمرهء لشكريان او بودند دستگير كردند و همه را در سال 157 - 158 ه اعدام كرد . سال بعد عبد الرحمان به تعقيب فاطمى رفت . فاطمى بر طبق عادت خويش به كوه پناه برد . عبد الرحمان براى رسيدن به او راهى نيافت ، در قوريه به جنگ رفت و در آن حوالى خون بسيار ريخت . در خلال اين سالها كار آن فاطمى روى در تراجع نهاده بود و يارانش نقصان يافته بود ، ولى همچنان شنت بريه و مارده را در تصرف داشت و همچنان براى عبد الرحمان تهديدى به شمار مىآمد . عبد الرحمان سال بعد به سردارى تمام بن علقمه و عبيد اللّه بن عثمان حملهء سنگينى را عليه او آغاز كرد . فاطمى با آن دو روبه‌رو شد و چند بار ميانشان جنگ درگرفت كه در مجموع پيروزى با فاطمى بود ، ولى به ناگاه به دژ شبطران نزديك شنت بريه پناه برد . تمام بن علقمه و عبيد اللّه بن عثمان ، چند ماه او را محاصره كردند ، ولى سودى نبردند و به قرطبه بازگشتند . چون آن دو بازگشتند فاطمى به شنت بريه آمد و در ديهى در آن حوالى به نام قرية العيون ، فرود آمد . در آنجا دو تن از يارانش به نام ابو معن داود بن هلال و كنانة بن سعيد به كار توطئه نشستند و روزى به ناگاهان او را كشتند و سرش را بريدند و نزد عبد الرحمان به قرطبه بردند و با اين كار جمع او پراكنده شد و انقلابش پايان يافت . به سبب اين انقلاب به مدت ده سال در شرق و غرب اندلس خونها ريخته شد و سلطنت عبد الرحمان مورد شديدترين تهديدها بود . كارى را كه آنهمه لشكركشى در آن سالهاى دراز به پايان نياورده بود يك خيانت در يك لحظه به پايان آورد . بعيد نمىنمايد كه عبد الرحمان خود در اين توطئه نيز دست داشته بود . خيانت و جنايت يكى از سلاحهاى او در سركوبى دشمنانش بود و آن دو گاه پيروزيهايى نصيب او مىكردند كه به وسايل ديگر به آنها دست نمىيافت . قتل فاطمى و پايان انقلابش در سال 160 م / 776 ه بود .
هامش
( 16 ) . ابن القوطيه ، ص 31 و 32 .