فصل هشتم جنگ داخلى
فتنهاى كه در افريقيه ميان عرب و بربر افتاده بود و حوادث بزرگى كه پىآمد آن بود در امور اندلس انعكاس بزرگى داشت . اندلس در آن ايام از جهت امور ادارى تابع افريقيه بود ، پس پريشانى وضع حكومت در افريقيه سبب پريشانى اوضاع در اندلس مىشد . مثلا شورش بربرها در مغرب بربرهايى را كه در ساحل ديگر دريا بودند به شورش تحريك مىكرد و پيش از اين گفتيم كه چگونه بربرهايى كه در شبهجزيرهء اسپانيا بودند ، بر ضد عربها مىخروشيدند و استدلالشان اين بود كه عربها در تقسيم غنايم و تقسيم مقامات و منصبها حق ايشان را ضايع كرده خود را برتر داشتهاند . از سوى ديگر تعصبهاى قبيلگى نيز در صف واحد عرب شكاف انداخته بود و عوامل رقابت و تنازع همچنان ميان يمنيان و مضريان كشمكش ايجاد كرده بود .
اكنون خواهيم ديد كه انعكاس اين عوامل مختلف در اندلس از چه قوت و وضوحى برخوردار بود و چگونه اوضاع داخلى را برهم زد و ميان مسلمانان پراكندگى پديد آورد و چگونه اندلس آوردگاه بزرگ فتنهها و جنگهاى خانمان برانداز داخلى و اغتشاشات و آشوبها گرديد .
عبد الملك بن قطن الفهرى پس از عقبة بن الحجاج براى بار دوم در سال 122 يا