كرده بود و بربرها در بسيارى از نواحى سر به شورش برداشته بودند . در ناحيهء قابس يكى از زعمايشان موسوم به عكاشة الفزارى ظهور كرده بود و در مغرب قيروان زعيم ديگرى به نام عبد الواحد بن يزيد الهوارى . حنظلة بن صفوان همهء قواى خود را گرد آورد و نخست به جنگ فزارى رفت و او را پس از نبردى سخت منهزم ساخت و لشكرش را پراكنده نمود ، سپس با لشكر عبد الواحد در نزديكى قيروان در جايى كه به الاصنام معروف است روبهرو شد . گويند شمار لشكريان بربر سيصد هزار بود و اعراب فقط چهل هزار « 21 » . چون ميان دو سپاه نبرد افتاد عربها نيكو پاى فشردند و شكست در بربرها افتاد و خلق عظيمى از ايشان كشته شد . عبد الواحد به قتل رسيد و فزارى به اسارت افتاد و به امر حنظله كشته شد . اين واقعهء پرآوازه در سال 125 ه / 742 م اتفاق افتاد .
موضوع بحث ما نيست كه حوادث افريقيه را پى گيريم « 22 » . در همين جا فقط مىگوييم كه شورش خوارج همچنان بردوام بود . شورشگران و متغلبان در هرناحيه ظهور كردند و افريقيه دورهء ديگرى را در آشوب و انقلاب گذرانيد و سيادت عرب از ميان رفت و پس از اندك مدتى به كلى برافتاد تا مستعربان از بربرها و موالى جاى ايشان بگيرند .
هامش
( 21 ) . ابن اثير ، الكامل ، ج 5 / ص 71 .
( 22 ) . ابن خلدون اين حوادث را در ج 6 / ص 111 به بعد در تاريخ خود العبر ، آورده است ، همچنين ابن عبد الحكم ، فتوح مصر ، ص 233 به بعد .