رسيد . » « 19 » و در جاى ديگر گويد : « سپس عبد الرحمان الغافقى بار دوم امارت اندلس يافت . جلوس او به اين منصب در سال 112 بود . دو سال و هفت ماه و به قولى دو سال و هشت ماه فرمانروايى كرد و در سرزمين دشمن در سال 114 شهادت يافت . » « 20 » مقرى در اين باب گويد : « سپس عبد الرحمان بن الغافقى از سوى عبيد اللّه بن الحبحاب صاحب افريقيه به اندلس مأمور شد . در سال 113 داخل اندلس گرديد و با فرنگان نبرد كرد . در يكى از اين نبردها ، در ماه رمضان سال 114 در موضعى به نام بلاط الشهدا خود و جمعى از لشكرش شهادت يافتند . اين غزوه را غزوهء بلاط الشهدا گويند . » « 21 » و در جاى ديگر گويد : « و گويند كه او ( در اينجا به خطا اشاره به سمح بن مالك است ) در واقعهاى كه نزد مردم اندلس به واقعهء بلاط معروف است كشته شد . شمار سپاهيان فرنگان بسيار بود و از هر سو مسلمانان را در محاصره گرفتند ، چنان كه ايشان را راه نجات نماند . ابن حيان گويد : هنوز هم از آنجا صداى اذان به گوش مىرسد . » ابن حيان گويد : « گويند كه عبد الرحمان چون بار دوم از سوى ابن حبحاب امارت اندلس يافت در ماه صفر سال 113 وارد اندلس شد و با فرنگان نبرد كرد ، نبردهايى پىدرپى و سخت ، تا آنگاه كه به شهادت رسيد . از لشكرش نيز بسيارى در موضعى كه بر بلاط الشهدا مشهور است كشته شدند . ابن بشكوال گويد اين غزوه را غزوهء بلاط گويند . » « 22 »
اين فقرات و اشارات موجز كه همه تا حدى در لفظ و معنى شريكاند ، چيزى است كه مورخان اسلامى راضى شدهاند در اين باب براى ما ضبط كنند . در عين حال از خلال آنها به خوبى بعد فاجعه و تأثير آن در روحيهء مسلمانان مشهود است . در حالى كه راويان اسلامى به سبب چشم زخمى كه در دشت تور به لشكر اسلام رسيد ، قضيه را بسيار موجز بيان كردهاند ، مورخان مسيحى برعكس كوشيدهاند هرچه بيشتر پيرامون آن قلمفرسايى كنند و از پيروزيهايى كه نصيب مسيحيت شد و رهايى آن از خطر اسلام ، داد سخن دهند . بيشتر كتب كشيشان معاصر كه به ذكر واقعهء
هامش
( 19 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ج 2 / ص 27 .
( 20 ) . ابن عذارى ، همان ، ص 28 .
( 21 ) . المقرى ، نفح الطيب ، ج 1 / ص 109 .
( 22 ) . همان ، ج 2 / ص 56 .