كه « چه زود عرب فتح اسپانيا را به پايان رسانيد و به فتح گاليا و بورگونى پرداخت .
ولى مسيحيت شكستخورده كه قهرمانى دلير چون شارل مارتل داشت ، ميان تور و پواتيه راه آنان را سد كرد . سردارشان عبد الرحمان با جمعى از سرداران خود در ميدان جنگ به خاك و خون درغلتيدند . بدينگونه شارل مارتل به نيروى شمشير خويش امم مسيحى غرب را از چنگال نيرومند اسلام برهانيد و به ذروهء پيروزى خود رسانيد . » « 29 » رانكه مىگويد : « آغاز قرن هشتم يكى از مهمترين اعصار تاريخ است .
دين محمد [ ص ] آهنگ تصرف ايتاليا و گاليا را داشت و وثنيت بار ديگر به آن سوى رود راين عقب نشسته بود . در برابر خطر اسلام جوانمردى از عشيرهء ژرمن بپاخاست .
اين جوانمرد شارل مارتل بود و هيبت نظم مسيحيت را كه روى در فنا نهاده بود با عزمى كه براى باقىماندن تلاش مىكند ، از نو توان بخشيد و آن را به سرزمينهاى تازهء ديگرى گسترش داد . » « 30 » زلر مىگويد : « اين انتقام در واقع انتقام فرنگان و مسيحيت بود . اين پيروزى زعيم فرنگان را به استوار ساختن پايههاى اقتدارش يارى كرد ، نهتنها در گاليا بلكه در ژرمن كه در اين پيروزى او نيز سهمى داشت . » « 31 »
ولى همهء مورخان غرب تا اين حد در ارزيابى آن واقعه افراط نكردهاند . مثلا سسمونده و ميشله اين همه براى پيروزى شارل مارتل ثناخوانى نكردهاند . جورج فنلى مىگويد : « خانوادهء نويسندگان گاليايى پيروزى شارل مارتل را در برابر حملات عربهاى اسپانيا بسيار بزرگ كردهاند و واقعه را چنان انتقامى درخشان تصوير كردهاند و نجات اروپا را از يوغ عرب مرهون اميرى فرانكها قلمداد نمودهاند ، در حالى كه بر نبوغ و عزم لئون سوم امپراتور قسطنطينيه پرده كشيدهاند . و حال آنكه او سربازى بود در جستجوى طالع خويش و تا بر تخت نشست نقشههايى را كه وليد و سليمان مدتها براى فتح قسطنطينيه كشيده بودند خنثى كرد . » « 32 »
ما با گروه نخستين در عظمت بخشيدن به واقعهء بلاط الشهدا همصدا هستيم و معتقديم اين واقعه بزرگترين برخورد اسلام با مسيحيت يا با غرب بود . در
هامش
( 29 ) .ethcihcseG red eihposolihP( 30 ) .noitamrofeR eht fo yrotsiH( 31 ) .engamellA'L ed eriotsiH( 32 ) .eripmE enitnazyB