تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
بلاط الشهدا پرداخته‌اند انباشته از مطالب اغراق‌آميز است . بعضى شمار كشتگان مسلمانان را در اين نبرد ، هفتاد و پنجهزار و سيصد تن نوشته‌اند در حالى كه از فرنگان بيش از هزار و پانصد تن كشته نشدند . منشأ اين روايت‌نامه‌اى است كه دوك اودو به پاپ گريگورى دوم نوشته است و در آن حوادث آن جنگ به شرح بيان كرده و عامل پيروزى را خود قلمداد نموده است . اين نامه در تواريخ مسيحيان معاصر او و بعد از او چنان كه گويى يك حقيقت عقلانى است نقل شده است ، در حالى كه جز مشتى افسانه هيچ نيست . زيرا سپاه اسلام هرچند به بيشترين شمارى كه مورخان نقل كرده‌اند اعتماد كنيم از صد هزار افزون نبوده‌اند « 23 » . و سپاه اسلام در تور منهزم نشده و بدان معنى كه از اين عبارت برمىآيد تارومار نشده بلكه پس از آنكه همچنان به جنگ ادامه داد ، به ميل خود بازپس نشست و تا شب هنگام مواضع خود را در برابر دشمن حفظ كرد . بنابراين به هنگام قتال به هزيمت نرفت . پس اين امر محالى است كه لشكرى همچنان در برابر دشمن پاى مردانگى بفشرد و مواضع خود را نگهدارد آنگاه متحمل چنان تلفاتى شود . پس اين عدد كه مورخان مسيحى نوشته‌اند چيزى جز خيال نيست . مسلم است كه مسلمانان در چنين جنگ هولناكى تلفات بسيار دادند . روايات اسلامى نيز آن را تأييد كرده‌اند ، ولى شمار آن در لشكرى كه همه‌اش صدهزار تن بوده از چند ده هزار متجاوز نمىتواند باشد . دليل روشن اين امر آن است كه فرنگان جرئت نكردند از پى لشكر اسلام كه عقب مىنشست بتازند و بيم آن داشتند كه اين عقب‌نشينى يك نوع خدعهء جنگى باشد . يعنى اگر لشكر اسلام واقعا تارومار شده بود فرنگان از پىايشان مىتاختند و باقى را طعمهء تيغ مىنمودند ، در حالى كه هنوز لشكر اسلام به گونه‌اى از نيرو و توان بود كه دشمن را به وحشت اندازد و او را از تعقيب مانع آيد . « 24 »
هامش
( 23 ) . برخى مورخان غربى نيز شمار لشكر اسلام را همين مقدار نوشته‌اند ، چون مورخ فرانسوىiarezeM. رجوع كنيد به دايرة المعارفelyaBتحت عنوانemaredbA. ( 24 ) . ادوارد گيبون در باب روايات خيال‌انگيز فرنگان گويد : « ولى اين داستان افسانه‌آميز را مىتوان مردود دانست . دليل آن احتياطى است كه سردار فرانسوى ( شارل مارتل ) در تعقيب فراريان نمود و بيم آنكه مبادا در دام خدعهء آنان گرفتار آيد . او هم‌پيمانان خود آلمان‌ها را به اوطانشان بازگردانيد . فاتح كه از جاى خود نجنبد حكايت از ناتوانى او دارد . كشتار سپاه دشمن در هنگام به هم پيوستن صفوف او نيست ، بلكه به هنگامى است كه صفها شكسته و جنگجويان در حال فرارند . »
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 112 | عبد المحمد آيتى / محمد عبد الله عنان