تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
از يخ ، در برابر مهاجمان ايستادند و با شمشيرهاى بران خويش خون عربها را بر زمين ريختند . « مردم اوستراسيا ( فرانكها ) به نيروى دستهاى قوى و آهنين خود و ضربات سريع و پىدرپى خويش بسيارى از سپاهيان دشمن را به خاك هلاك افگندند تا عاقبت به پادشاهشان ( عبد الرحمان ) دست يافتند و به زندگىاش خاتمه دادند . در اين حال شب دررسيد و دو لشكر از هم جدا شدند . فرنگان شمشيرهاى خود به نشانى تحقير دشمن بالا گرفته تكان مىدادند . چون سپيده‌دم روز ديگر از خواب ديده گشودند خيمه‌هاى عربها همچنان در برابرشان صف در صف برپا بود . مسيحيان عزم حمله كردند بدين خيال كه دشمن هنوز در خيمه‌ها به خواب است . طلايه‌داران نزديك شدند ديدند مسلمانان از ميدان جنگ گريخته‌اند . آنها در تاريكى شب گريخته بودند . مسيحيان بيم آن داشتند كه اين حيله‌اى باشد و آنان در جايى كمين بسته‌اند . با وحشت و احتياط لشكرگاه را محاصره كردند ولى جنگجويان گريخته بودند . فرنگان پس از آنكه غنايم و اسيران را ميان خود تقسيم كردند ، شادمانه به ديار خود بازگشتند . » « 7 » اما روايات اسلامى - چنان كه گفتيم - در بيان اين واقعه امساك كرده‌اند . بيشتر مورخان مسلمان اين حوادث بزرگ را به سكوت برگزار كرده يا تنها به اشارتى بسنده نموده‌اند ، جز اينكه كنده مورخ اسپانيايى خلاصه‌اى از آنچه روايات مسلمانان اندلس مىنامد ، در جنگ فرانسه و حادثهء تور بيان مىكند « 8 » و ما نيز ترجمهء آن را مىآوريم :
هامش
( 7 ) . اين روايت ايزيدور باجى است كه خود معاصر اين واقعه بوده است .IIV . hC . dibi : ysaerCوIII . hC ; taerG eht selrahC : nikgdoHو نيزIIL . hC . dibi : nobbiGكه در آن اين روايت به‌طور خلاصه بيان شده است . ( 8 ) . در هيچ‌يك از مآخذ عربى كه در دسترس ما بود چنين مطالبى را كه كنده مىگويد از مآخذ عربى اقتباس كرده است ، نيافتيم . كنده خود از مآخذى كه از آنها اقتباس كرده نام نمىبرد . شايد مطالب خود را از برخى مخطوطات اسكوريال يا مجموعه‌هاى خاصى كه امروز از ميان رفته‌اند نقل مىكند . البته مخطوطات بسيارى از مجموعهء اسكوريال كه دربارهء اسپانيا بوده است از ميان رفته است . شايد بعضى از مطالب خود را از آثار ابن حيان يا ابن بشكوال كه در عصر او موجود بوده و به ما نرسيده‌اند ، اقتباس كرده است . حجارى در كتاب خود المسهب اين حوادث را با تفصيل بيشترى آورده و مقرى در نفح الطيب از آن اقتباس كرده : ج 2 / ص 139 . شايد كنده هم به برخى از آنها دست يافته باشد . البته ما در ضمن تحقيقاتمان در مجموعهء