تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
ميان پواتيه و تور گسترده بود . شارل مارتل در غرب تور از لوار گذشت و سپاه خود را در جانب چپ لشكر اسلام ميان دو شاخهء رود لوار و ويين و كلنت ، مستقر ساخت . ميان دو لشكر بيش از چند ميل فاصله نبود . لشكر اسلامى در وضع نابسامانى افتاده بود و احتمال اضطراب و آشوب مىرفت . زيرا ميان قبايل بربر كه بيشتر آن لشكر عظيم ، از آنان تشكيل يافته بود ، آتش اختلاف فروزان شده بود و هركس مىخواست غنايم بسيارى را كه به چنگ آورده بود از خطر برهاند و از ميدان كارزار به در برد . در واقع مسلمانان از فتح جنوب فرانسه به هنگام حركت پيروزمندانهء خود ثروتى شگرف اندوخته بودند . ميزان اين غنايم از اموال و بردگان به‌شمار نمىآمد . وجود اين اموال گرانبها ، سبب شد كه در صفوف آنان خلاف افتد و انواع كشمكشها بروز كند . عبد الرحمان دريافته بود كه اين ثروت‌گران عاقبت نظام لشكر او را بر هم خواهد زد و از آن مىترسيد كه حرص تصاحب و حراست آنها خاطر سپاهيان را به خود مشغول دارد و از جنگ منصرف سازد . بيهوده كوششى كرد ، شايد آنان را وادارد مقدارى از غنايم را ترك گويند ، ولى از بيم تمرد در عقيدهء خويش پاى نفشرد . از ديگر سو مسلمانان را چند ماه نبردهاى پىدرپى در فرانسه مانده و كوفته كرده بود و بدان سبب كه در هر شهر كه فتح كرده بودند پادگانى براى نگهدارى آن در آنجا نهاده بودند از شمار سپاهشان هم كم شده بود . با اين همه عبد الرحمان را آهنگ آن بود خويشتن به ورطهء كارزار اندازد و با عزمى استوار نبرد را به پايان برد . جنگ در روز دوازدهم يا سيزدهم اكتوبر سال 732 م / اواخر شعبان سال 114 ه آغاز شد و مدت هفت يا هشت روز دو لشكر تنها به جنگهاى محلى بسنده كردند و هريك موضع خود را حفظ كرد . روز نهم جنگ بزرگ درگرفت ، جنگى سخت ولى منظم كه تا شب هنگام ادامه داشت . روز ديگر نيز از پگاه رزم آغاز كردند و هردو لشكر مردانگيها و دليريها نمودند . عاقبت بر فرنگان آثار ماندگى نمودار شد و نشانه‌هاى پيروزى در لشكر اسلام درخشيدن گرفت . ولى در اين هنگام حادثه‌اى رخ داد ، به اين معنى كه فرنگان راهى به لشكرگاه ، آنجا كه غنايم مسلمانان بود ، بازكردند . مسلمانان ترسيدند كه مبادا همهء آن اموال به دست فرنگان افتد ، يا به روايتى بانگى ناشناخته برخاست كه لشكرگاه غنايم هم‌اكنون به دست دشمن