تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغارات ( فارسي ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
همراه او بود و از مردم يمن كسى جز من همراه او نبود و مرا در تشيع عقيدتى استوار بود . به جاريه گفتم : اگر خواهى با تو بيايم و اگر نخواهى به نزد قوم خود مىروم . گفت : با من بيا و در آنجا كه من فرود مىآيم فرود آى . به خدا سوگند كه دوست دارم پرندگان هوا و حيوانات صحرا هم مرا بر ضد آنان يارى كنند تا چه رسد به آدميان . ( 1 ) كعب بن قعين گويد : على ( ع ) نامه‌اى به جاريه داد و گفت آن را براى اصحابش بخواند . رفتيم تا به بصره در آمديم . جاريه نخست پيش زياد رفت . زياد او را خوشامد گفت و در كنار خويش جاى داد . با او نجوا مىكرد و چيزهايى مىپرسيد . جاريه از نزد او بيرون شد . بهترين سفارشى كه زياد به او كرد اين بود كه گفت : بر جان خويش بترس ، مباد به تو هم آن رسد كه به آن مرد كه پيش از تو آمده بود ، رسيد . جاريه از نزد زياد به ميان ازديان رفت . سخن آغاز كرد و گفت : خدايتان جزاى خير دهاد ، رنج شما چه بزرگ است و ابتلاى شما چه نيكو و اميرتان را چه نيك فرمان مىبريد . آن حق را كه منكرانش ضايع كردند شما شناختيد و چون ديگران دعوت به راه هدايت را ترك گفتند ، شما به راه هدايت دعوت كرديد . آن‌گاه نامهء على ( ع ) را بر آنان و شيعيان على ( ع ) و ديگران بخواند . در آن نامه آمده بود : از بندهء خدا ، على امير المؤمنين ، به هر كس از ساكنان بصره كه اين نامه بر او خوانده مىشود ، از مؤمنان و مسلمانان . سلام بر شما باد . اما بعد ، هرآينه خدا بردبار است و در عقوبت درنگ‌كننده . پيش از حجت و بينت كس در عقوبت شتاب نكند و در نخستين وهله گناهكار را بازخواست نمىكند . خداوند توبه‌پذير است و همچنان در عقوبت درنگ مىكند و با توبه و بازگشت خشنود مىگردد . تا حجت تمام شود و پوزش خواهندگان بهتر پوزش خواهند . اى مردم ، با اين ستيزه‌جويى و دشمنى كه در پيش گرفته‌ايد همگان مستحق عقوبت شده‌اند ولى من گناهكارتان را عفو كردم و از آن كسان كه از من روى بر گردانده‌اند شمشير بر داشتم و آن را كه به من روى مىآورد پذيرا آمده‌ام . از شما بيعت گرفته‌ام . اگر به بيعت من وفا كنيد و اندرز من بپذيريد و به فرمان من عمل كنيد به حكم كتاب خدا و سنت پيامبر و طريق حق با شما رفتار خواهم كرد و طريق هدايت را در ميان شما اقامه خواهم نمود . به خدا سوگند از آن زمان كه محمد ( ص ) از اين جهان رخت بر كشيده فرمانروايى را نمىشناسم كه اين راه و روش بهتر از من شناسد و در اين راه بهتر از من گام بر دارد . اينكه مىگويم سخنى راست است بىآنكه قصد نكوهش گذشتگان داشته باشم يا بخواهم در اعمال ، آنان را به نقص موصوف دارم . ولى اگر هواهاى ناروا و انديشه‌هاى نابخردانه و دور از حق شما را به دشمنى و مخالفت با من وادارد ، بدانيد كه اسبهايم را با زين و ستام مهيّاى پيكار ساخته‌ام و پاى در ركاب عزيمت آورم . به خدا سوگند ، اگر مرا ناچار سازيد كه به