نكتهء ( 12 ) مربوط به كلمهء هفتاد و نهم :
مرحوم فيض در اين كلمه نيز بر فتواى فقهى خود در باب صيغهء عقد نكاح و غيره پاى مىفشرد . وى در صفحهء 259 جلد دوم كتاب مفاتيح الشرايع پس از بيان اين كه « در صيغهء عقد ، هر لفظى كه دلالت بر ايجاب و قبول كند كافى است . » گفته : « و في لفظ الإباحة و نحوها في الامّة قولانُ مبنيّان على توقيفيّة العقود اللّازمة و عدمها و الحقّ عدم ثبوتها كما يستفاد من الأخبار . . . » و پس از بيان اعتبار لفظ صريح در عقد اضافه كرده است : « أمّا الماضى و العربية و الاقتران و تقديم الإيجاب فلا لعدم الدّليل على شيء من ذلك و تتبّع النُّصوص ينفي الكلّ . . . »
نكتهء ( 13 ) مربوط به كلمهء هشتاد و دوم :
در اين كلمه ، به رايجترين انحراف اخلاقى و رفتارى مردم در هر زمان اشاره شده است كه همواره موفّقيتها را بهحساب خود و ناكامى و شكستها را به حساب ديگران مىگذارند .
بر خلاف رهنمود پيشوايان دين ، خود را از حدّ تقصير در پرستش و اطاعت الهى و انجام وظائف خارج كرده ، به تخطئه ديگران مىپردازند . ( امالى طوسى ، مجلس هشتم ) و اگر كسى را نيافتند به سراغ روزگار و كوكب بخت و شانس و مانند آن مىروند ، غافل از آن كه به فرمودهء مولا امير مؤمنان عليه السلام : « العاقِلُ يَعْتَمِدُ عَلى عَمَلِهِ ، الجاهِلُ يَعْتَمِدُ عَلى أمَلَهِ . » « 1 » عاقل به تلاش خود تكيه دارد و جاهل به آرزوى خود . آرى خردمند و باايمان همواره بر تلاش خود و توكّل بر خداى خود تكيه دارد :
« وَ ما لَنا أَلَّا نَتَوَكَّلَ عَلَى اللَّهِ وَ قَدْ هَدانا سُبُلَنا
الآية » « 2 » ؛ چرا ما به خدايى كه راههاى ترقّى را به ما نمايانده است توكّل نمىكنيم ؟ !
مناسب اين موضوع جناب ناصر خسرو قباديانى را چكامهاى سخت فخيم و گويا است كه دريغم آمد ابياتى از آن را در اينجا نياورم :
هامش
( 1 ) غررالكم ج 1 ص 324 .
( 2 ) ابراهيم 12 .