تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نوگويه ها ( الكلمات الطريفة ) ( فارسى ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
در نيمهء نخست سدهء دهم هجرى ، پس از دست‌اندازى پرتغالىها به خليج فارس و جزاير جنوب در سال 913 هجرى در ايران متداول شده بود - خود را مشغول مىداشتند و در آن مراكز با ديدن و انجام بازىهاى گوناگون مانند : شطرنج ، نرد ، گنجفه ، پيچاز « 1 » و تخم‌مرغ‌بازى و مانند آن سرگرم مىشدند . « 2 » امّا شيرهء خشخاش ( ترياك ) كه نشان آن از سه قرن پيش از ميلاد در آثار يونانى و رومى ديده مىشود و در زمان‌هايى تنها براى درمان دردها و به‌عنوان پادزهر مورد استفاده بود گويا در سدهء اوّل هجرى با حملهء اعراب ، وارد ايران شد . خوردن آن از آغاز دولت صفوى ميان ايرانيان معمول گشت و به تدريج مردم به خصوص شاهزادگان ، سران دولت و سرداران سپاه و درباريان به خوردن اين سمّ جانكاه معتاد شدند و هريك مانند سيگاركشان امروزى كه قوطى سيگار دارند ، ترياكدان زرّين جواهرنشان در جيب داشتند . « 3 » قهوه‌خانه‌ها يكى از عمده‌ترين مراكز مصرف اين مادّهء خطرناك بود . اگرچه شاه عبّاس به مخالفت با آن برخاست و استعمال آن را ممنوع كرد ، و ليكن پس از مرگ وى صورتى عادى به خود گرفت و رونق آن افزوده گشت ؛ امّا حشيش كه به آن چَرْس هم مىگويند « 4 » و از گياه شاهدانه گرفته شده است پس از انجام مراحل تبديلى به‌صورت مادّه‌اى قابل خوردن و تدخين درمىآيد . « 5 » و گفته‌اند كه حسن صبّاح ( رئيس فرقهء اسماعيليه ) فداييان خود را پس از تعليم جنگ و ترور با اين ماده مست مىكرد و به كار مىگماشت و به همين دليل به آنان « حشّاشين » نيز گفته مىشد . « 6 » اين هم يكى از موادى بود كه در قهوه‌خانه‌ها مورد مصرف
هامش
( 1 ) - پارچهء خانه خانه مانند شطرنج . ( 2 ) - ر . ك : نصراللَّه فلسفى ، زندگانى شاه عبّاس اوّل ، چاپ پنجم ، دانشگاه تهران ، 1353 ش ، ج 2 ، ص 34 - 38 و ص 378 - 382 . ( 3 ) - همان ، ص 271 - 276 نيز ج 3 ، ص 266 . ( 4 ) - فرهنگ نظام ، ج 2 ، ص 511 . ( 5 ) - فرهنگ دكتر معين ، ص 1358 . ( 6 ) - ر . ك : پيتر ويلى ، قلاع حشّاشين ، ترجمهء محمد على ساكتى ، چاپ دوّم ، 1374 ش ، انتشارات علمى تهران ، ص 23 .