فيض در اين كتاب پس از جمع و تنظيم روايات مربوط به نماز جمعه و بيانى اجمالى از نظريهء خود در اين باب ، محقّقان را به كتاب الشهاب الثاقب ارجاع داده است . « 1 » امّا اين كه در مفاتيح كه حدود پانزده سال پيش از الشهاب الثاقب و بيست و پنج سال پيش از الوافى سامان داده ، آورده است : « كما بيّنّاه في الكتاب الكبير . . . » « 2 » به اين صورت توجيه مىشود كه يا اين جمله از اضافاتى است كه مؤلّف ، آن را پس از تأليف مفاتيح اضافه كرده است يا جزوهها و كرّاسههايى از ابواب وافى را در زمان تأليف مفاتيح آماده داشته است و اللَّه العالم .
چون برخى از اعلام فقهاى اماميه قائل به عدم وجوب بلكه حرمت نماز جمعه در زمان غيبت بودهاند ، طعنههايى كه مؤلّف در اينجا و در الشهاب الثاقب بر مخالفان وارد ساخته ، برخى بزرگان را سخت ناخوش آمده و در نتيجه بىپاسخ نمانده است ؛ از باب نمونه ر . ك : ملّا حبيب اللَّه شريف كاشانى رحمه الله ، مغانم المجتهدين . . . ، چاپ عكسى از روى خطّ مؤلّف ، ص 23 - 25 و جواهر الكلام ، چاپ جديد ، ج 11 ، ص 178 . در عين اين كه محتواى كتاب مورد تأييد و پسند عدّهاى هم قرار گرفته است . « 3 »
نكتهء ( 11 ) مربوط به كلمهء هفتاد و ششم :
اين كلمه و چند كلمهء بعد از آن در موضوع وسواس و انواع آن است . مرحوم فيض از آنها بهعنوان آفات روحى و روانى ياد كرده و مورد طعن و تقبيح قرار داده است . در باب وسواس و لزوم پرهيز از آن ، روايات فراوانى در مراجع حديثى وارد شده است كه پرداختن به جوانب آن خارج از حدّ يك تعليقهء كوتاه است كه از ديرباز بزرگان بدان پرداختهاند ؛ از جمله رسالهء وسواسيه معروف به عقد طهماسبى از مرحوم حسين بن عبدالصمد ، پدر بزرگوار شيخ بهايى است كه نگارنده تنها وصفى از آن ديده و شنيده است . « 4 » گويا بيشترين مورد وسواس نوعى از
هامش
( 1 ) - الوافى ، ط جديد ، ج 5 ، ص 1128 .
( 2 ) - مفاتيح ، ج 1 ، ص 18 .
( 3 ) ر ك روضات الجنات ج 6 ص 82 .
( 4 ) ر ك الذريعة ج 25 ص 73 و ج 11 ص 290 و بحارالانوار ج 107 ص 110 ،