آن است كه در باب طهارت و نجاست دامنگير انسانها مىشود كه ظريفى گفته است :
« الوسواس : البحث عن الطهارة و النجاسة به قدر الطاقة البشريه . » « 1 » و از آغاز ، پيامبر صلى الله عليه و آله نسبت به آن هشدار داده و برابر برخى از روايات فرموده است : « . . . فَاتَّقُوا وَسْواسَ الْماءِ . » « 2 » و به شدت وسواسيان را از اسراف برحذر داشته است « 3 » . به هر روى اوّلًا منشأ اين بيمارى هر چه باشد - جسمى يا روحى و روانى - بايد دانست كه علاجپذير است و در نتيجه مبتلايان به آن اگر در رفع آن اهتمام نكنند مورد نكوهش و چهبسا عقاب الهى هستند ، ثانياً گاهى اين بيمارى - كه به ظاهر كماهميت است - چنان تعادل رفتارى و روانى شخص را به هم مىريزد و او را انگشتنما مىكند كه حدّى بر آن متصوّر نيست .
مرحوم آيتاللَّه حاج سيّد احمد زنجانى رحمه الله در كتاب شيرين و خواندنى الكلام يجرّ الكلام مواردى را بهعنوان خاطره نقل مىكند كه تمامى آنها عبرتآموز است ، بىمناسبت نيست در اينجا به نقل يكى دو مورد كوتاه از آنها بپردازيم :
1 . از يكى از ارباب وسوسه نقل نمودند كه گفت : من در حجرهء فوقانى مدرسه نشسته بودم ، ديدم در لب حوض از دماغ كسى خون مىآيد . من در آنجا قطع كردم كه ذرّهاى از آن خون كه به زمين چكيد ، از زمين پريد و به پيشانى من رسيد « و حال آن كه سى زرع فاصله در بين بود » ؛ ولى در پاك شدن آن ، هر چه آب ور مىرفتم قطع برايم حاصل نمىشد .
2 . آقاى حاج آقا روحاللَّه خمينى دام ظله العالى از يكى از اعاظم نقل كرد كه فرمود :
شخصى از اهل وسوسه با اين كه چند لباس روى هم پوشيده بود يك دفعه خيال كرد ترشحى به لباس او برخورد و از لباسها هم سرايت كرد و به تن او رسيد . سپس لُخت شد همهء لباسهاى تنش را به آب ريخت و هم خود توى آب رفت . . . . « 4 »
هامش
( 1 ) ر ك الواسواس و علاجه
( 2 ) سنن ابن ماجه ج 1 ص 146 و 421 .
( 3 ) - كنز العمال ، ج 9 ، ص 325 نيز ر . ك : مستدرك الوسائل ، ج 1 ، ص 323 .
( 4 ) - ر . ك : الكلام يجرّ الكلام ، چاپ سوم ، بىتا ، جلد اول ، ص 18 - 22 نيز در باب بيمارى وسواس معراج السعاده از ملا احمد نراقى ، ص 85 ؛ جامع السعادات ، از ملا مهدى نراقى ، ج 1 ، ص 142 و . . . .