تجلٍّ عينيٍّ و تجلٍّ حقّيٍ ، فالأوّل كعلم الكعبة ضرورياً من غير رؤيةٍ و الثّاني مثلُ رؤيتها من بعيدٍ و الثّالث كدخولها . . . » « 1 » حاج سلطان محمّد جنابذى در تفسير بيان السعاده « 2 » آورده است : بدان كه آنچه مورد يقين انسان است داراى سه حالت است ؛ زيرا امر يقين يا در مقام علم يقينى است يا در مقام شهود بالصّبر يا بصيرت مشهود است يا در مقامتحقّق ؛ يعنى اين كه يقين و امر متيقّن يكى شده و متيقِّن و متيقَّن واحد گشتهاند ؛ مانند كسى كه به وجود آتش يقين دارد . اين يقين يا با ديدن دود حاصل شده يا با ديدن خود آتش يا با تبديل به آتش شدن ، اوّلى را علم اليقين و دوّمى را عين اليقين و سومى را حق اليقين نامند .
ملاى رومى در مقام بيان امتياز عيناليقين و علماليقين در جايى گفته است :
خود هنر دان ديدن آتش عيان * نى گپ « دلّ على النار الدخان » « 3 »
و در مقام تبيين تحقق عيناليقين با زبان تمثيل آورده است :
نان مرده چون حريف جان شود * زنده گردد نان و عين آن شود
هيزم تيره حريف نار شد * تيرگى رفت و همه انوار شد
در نمكدان چون خر مرده فتاد * آن خرى و مردگى يكسو نهاد
صبغة اللَّه است خم رنگ هو * پيسها يك رنگ گردد اندر او
چون در آن خم افتد و گوييش قم * از طرب گويد : منم خم لا تلُم
آن منم خم خود انا الحق گفتن است * رنگ آتش دارد الّا آهن است
رنگ آهن محو رنگ آتش است * ز آتشى مىلافد و خامُشوش است
چون به سُرخى گشت همچون زرّ كان * پس أنا النّار است لافش بىزبان
شد ز رنگ و طبع آتش محتشم * گويد او من آتشم من آتشم
آتشم من گر تو را شكّ است و ظنّ * آزمون كن ، دست خود بر من بزن . . . « 4 »
هامش
( 1 ) - روح البيان ، ج 9 ، ص 343 .
( 2 ) - ج 4 ، ص 143 .
( 3 ) - دفتر ششم مثنوى ، ج 3 ، ص 415 ، چاپ نيكلسون .
( 4 ) - دفتر اول مثنوى ، ج 1 ، ص 319 - 320 ، چاپ نيكلسون ؛ نيز در اين موضوع ر . ك : عِزّالدين محمود كاشانى ، مصباح الهدايه و . . . ، ص 75 ، به تصحيح استاد همايى ، مؤسسهء نشر هما ، چاپ 4 ، سال 1372 ش .