براى معلّم لازم مىشمارد كه قدم به قدم و تدريجاً مسائل را تعليم كند ، ضمن آزمايش مسائل قبلى ، آمادگى و عدم آمادگى متعلّم براى مسائل غامضتر در نظر گرفته شود و تنها در صورت آمادگى تعليم داده شود ، و گرنه از تعليم او صرف نظر گردد ، رابعاً با شاگرد عهد و پيمان كند و با سوگند تأكيد نمايد كه از اشاعهء اين علم ميان عموم طبقات كه مساوى با اضاعهء آن و اضاعهء افراد است خوددارى كند و جز به اهلش تعليم ندهد . . . . « 1 »
نكتهء ( 8 ) مربوط به كلمهء چهل و نهم :
سه اصطلاح « علم اليقين ، حق اليقين و عين اليقين » از اصطلاحات رايج در متون عرفانى است كه ريشهء قرآنى داشته و در آيات 5 و 7 سورهء تكاثر و آيهء 95 سورهء واقعه و آيهء 51 سورهء حاقّه وارد گشته و در منابع روايى شيعى گاهى مصاديق آنها مورد اشاره قرار گرفته و تعريف آنها ذكر شده است . فى المثل در كتاب شريف كافى « 2 » ، ولايت امير مؤمنان عليه السلام دانسته شده و در تفسير على بن ابراهيم « 3 » ، بر شخص آن حضرت تطبيق شده و در كتاب شريف محاسن برقى « 4 » ، از امام صادق عليه السلام آمده است كه مقصود از علم اليقين ، معاينه است و در روضة الواعظين فتّال نيشابورى ضمن حديثى از ابن عبّاس از پيامبر صلى الله عليه و آله وارد شده است كه علم اليقين زمانى حاصل مىشود كه صراط را بياورند و روى جهنّم نصب كنند . روضة الواعظين « 5 » ، در تفاسير و آثار عرفانى ، ترتيب و تعريفهايى براى اين سه عنوان آورده و در مورد آنها به تفصيل و اجمال بحث كرده است . محىالدّين بن عربى دويست و شصت و نهمين باب كتابش را به بيان و تفسير اين عناوين اختصاص داده است . « 6 » جناب شيخ اسماعيل حقّى بروسوى در تفسير خود آورده است : « . . . فالتجلّيات ثلاثة : تجلٍّ علميٍّ و
هامش
( 1 ) - اصول فلسفه و روش رئاليسم ، چاپ انتشارات دارالعلم ، قم ، 1350 ش ، ص 134 - 135 .
( 2 ) ج 1 433 حديث 91 حق اليقين
( 3 ) ج 2 ص 384 .
( 4 ) ص 247 حديث 250 .
( 5 ) ج 2 ص 493
( 6 ) ر ك الفتوحات المكية 4 جلدى ج 2 ص 570 .