فرى : فرى ، از ادات تحسين ، زه ، آفرين ، احسنت
فستقى : پستهاى ، رنگ مغزپستهاى
فطانت : درك كردن ، زيركى ، هوشيارى
فوطه : دستار
فيروزج : فيروزه
ق
قبايح : كارهاى زشت و ناپسند
قرطاس : كاغذ
قرى : قريهها ، دهها ، شهرها
قعود : نشستن
قفا : پشت گردن
قفه : مرد ريزاندام يا پستقد سست ، كرجى ، قايق
قلّاده : گردنبند ، گلوبند ، آنچه به گردن آويزند
قله : كوزه ، سبوى بزرگ
قنطره : پل بزرگ
ك
كابين كردن : عقد كردن ، نكاح كردن
كارگاهدوزى : پيشهاى كه پارچهاى را بر روى چارچوبى مىكشند و بر آن نقوشى از ابريشم و نخ زرين و سيمين دوزند
كاز : شاخههايى از درخت كه صيادان كهنه و لته و چيزها بر آن آويزند و بر يك طرف دام در زمين نصب كنند تا جانوران از آن برمند و به جانب دام و دانه آيند
كاسد : بىرونق
كتّاب : كاتبان ، نويسندگان
كتاب : نامه
كتافه : خوردنى
كحل اصفر : دارويى است براى چشم مركب از زعفران و كافور
كحلى : رنگ سرمهاى
كربت : اندوه دمگير ، حزن ، دلگيرى
كرّت : مرتبه
كردوس : دستهاى از سواران
كرسى : سرير ، تخت ، صندلى
كركر : نوعى از كاج ، باقلا
كركر : نوعى پارچهء نخى يا ابريشمى كه با آن پرده و رويهء مبل سازند
كرياس : محوطهء درون سراى ، خلوتخانهء شاه يا امير ، دربار شاه
كريه الطعم : بدمزه