1
ض
ضياع : خواسته شامل زمين و آب و درخت
ط
طاس : طشت بزرگ ، پياله ، ساغر ، آويزهاى طلا و نقره كه براى زينت به كار برود
طاسك : طاس كوچك ، آويزهاى طلا و نقره ، حقهء سيم براى زينت
طباع سليمه : سرشتهاى رام
طپانچه : سيلى
طعان : نيزه زدن با يكديگر
طوبى : پاكيزه ، نيكو ، سعادت ، بهشت ، درخت بهشت
طوق : گردنبند ، آنچه كه گرد چيزى را فرا گيرد
طيّاره : پرنده
طيب خاطر : ميل و خوشى طبع
2
ظ
ظلوم : بسيار ظلمكننده ، بسيار ستمكار
ع
عتبه : آستانهء در ، چوب پايين در كه پاى بر آن نهند
عجمى : منسوب به عجم ، غير عرب ، ايرانى
عجوز : پيرزن
عروض : فن شناختن وزنها و بحرهاى اشعار
عريشه : كجاوه ، هودج ، كلبه ، سايبان ، خيمه
عزّ نصره : پيروزى او بزرگ و گرامى باد
عسل قصيب : عسل القصب ، افشردهء نيشكر ، آب نيشكر
عصابه : پارچهاى كه بر پيشانى بندند ، سربند ، دستار
عفيفه : زن پارسا و پاكدامن
عقاب : جزاى گناه و عمل بد كسى را دادن ، شكنجه
عقار : اثاث خانه ، آب و زمين ، ملك
عقد : گردنبند ، گلوبند