دريافتكنندهء خراج ، رئيس بندر ، گيرندهء ماليات
شبگير : سحرگاه
شجرهء منهيه : درختى در بهشت كه خوردن آن براى آدم و حوا منع شده بود اما ايشان به وسوسهء شيطان از آن خوردند و ناچار به هبوط بر زمين گرديدند
شحم : پيه
شرايع : شريعتها ، آيينهاى پيامبران
شرب : آشاميدن ، نوشيدن
شرحهشرحه : پارهپاره ، قطعهقطعه
شرى : خريدن
شريط : ريسمان پرده
شريف : پاكنژاد
شقى : بدبخت ، تيرهبخت
شكرخا : كنايه از شيرينگفتار
شلاله : قسمت ريشه مانند و آويختهء پرده
شمشه : طلا و نقرهء گداخته كه در ناوچه ريزند و به شكل شوشه درآورند ، شمش
شواهى : گوسفندان
شوربا : آش ساده كه با برنج و انواع سبزى پخته شود
2
ص
صبّاغ : رنگرز
صبر : گياهى كه شيرابهء سختشدهء آن بسيار تلخ است و مصرف دارويى دارد
صبوح : شراب و مانند آن كه به هنگام صبح بخورند ، پگاه ، صبح زود
صداع : سردرد
صداق : مهريه
صديق : دوست
صراحى : آوند شراب ، تنگ شراب
صفّه : ايوان مسقّف ، غرفه مانندى در درون اطاق بزرگ كه كف آن كمى بلندتر است و بزرگان در آن نشينند
صلوة جنازه : نماز ميّت
صندل : چوب درختى كه از آن در منبتكارى و مصارف ديگر استفاده مىشود
صيحه : بانگ ، فرياد ، نعره
صيرفى : صرّاف