كه پسر بسلامت از آب درآمد و آسيبى به دو نرسيده بود . آنگاه آن دو مرد گفتند :
دوست دارى كه خداى تعالى دستهاى ترا به تو بازگرداند ؟ زن گفت : آرى . پس ايشان از خداى تعالى دعوت كردند . و دستهاى او بهتر از آنچه بود ، به دو بازگشتند . پس از آن مردها گفتند : آيا ميدانى كه ما كيستيم ؟ زن گفت : لا و اللّه .
هزار و يك شب ( الف ليلة وليلة ) ( فارسى ) — صفحة 463
مساهمون: مؤلف مجهول
ص٤٦٣