تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك شب ( الف ليلة وليلة ) ( فارسى ) — صفحة 527

مساهمون:

ص٥٢٧
لئيمان : فرومايگان لابه : التماس ، تضرع ، اظهار نياز لافى : لاف‌زدن ، آن‌كه خودستايى كند لوز : نوعى شيرينى كه داراى انواع بادامى ، زرد ، عسلى ، نارگيلى و شيرازى است ليالى : شبها

م

مالح : شور مبادى : آغازها ، اصلها ، اساسها مبايعه : خريد و فروش كردن ، بيعت كردن مبشّر : بشارت‌دهنده ، مژده‌دهنده مترنّم : آن‌كه آواز بخواند ، سراينده مثوبت : پاداش نيك ، جزاى كار خوب مجروب : مبتلا به بيمارى جرب مجمر : آتشدان ، منقل آتش مجوس : زرتشتى ، مجازا به معناى آتش‌پرست يا بت‌پرست هم به كار مىرود محاماة : پشتيبانى ، حمايت ، طرفدارى محتاله : زن حيله‌گر محرور : گرم‌شده از آتش تب و خشم و جز آن محمل : كجاوه كه بر شتر بندند ، هودج مخافت : ترسيدن ، خوف داشتن مخذول : خوار شده ، زبون گرديده مخلب : ناخن درندگان و پرندگان شكارى ، چنگال مدقوق : كوفته‌شده ، لاغر و باريك ، آن كه مرض دق دارد مدلّل : دليل آورده شده ، ثابت شده مدلّل : دليل آورنده ، ثابت‌كننده مدلول : دلالت كرده شده ، راهنمايى شده ، معنى ، مفهوم مدين : شهرى در عربستان جنوبى در مقابل تبوك در ساحل بحر قلزم كه قوم حضرت شعيب پيامبر ( ع ) در آن بودند مرافقت : باهم رفيق شدن ، دوست گشتن ، همراهى كردن مرصّع : جواهرنشان مريزاد : در مورد تحسين كار كسى به كار مىرود ، پهلوانى كه از حريف عاجز شود و مىخواهد كشتى را ختم كند گويد مريزاد . در اين صورت حريف از او دست برمىدارد