حكمى كه جارچى در ملاء عام با صداى بلند اعلام كند
منطقه : كمربند
منظره : روزن ، پنجره
منقاش : موچين ، آلتى كه به وسيلهء آن موى را از اعضاى بدن بكنند
منقصت : كمى ، كاستى ، عيب
مهتر : بزرگتر
مهين : بزرگترين ، بزرگ
ميسره : جانب چپ سپاه
ميشوم : مشئوم ، نامبارك ، شوم
ميمنه : جانب راست سپاه
ن
نال : نى ميان تهى ، ناله
نخجير : شكار
نذير : ترساننده ، بيمكننده ، ترساندهء به حق ، يكى از القاب حضرت محمد ( ص )
نرينه : مذكر ، پسر
نزهتگاه : جاى خوش و خرم
نسق : نظم دادن ، مرتب كردن
نسق : منظم ، مرتب ، نظم ، ترتيب ، وضع
نطع : بساطى از پوست دباغت كرده كه بگسترند و بر آن نشينند ، فرشى چرمين كه محكوم به اعدام را بر آن نشانيده و سرش را مىبريدند
نظارگيان : تماشاگران
نفاق : دورويى
نمسه : كشور اتريش
نمط : روش ، طريقه
نوال : بهره ، عطا ، بخشش
و
وجه العرب : بزرگ عرب ، شريف و سيد و مهتر عرب
وساده : مخده ، بالش ، بستر ، خوابگاه ، مسند ، اورنگ
ولود : بسيار زاينده
ه
هاتف : آوازدهنده ، بانگكننده ، آواز دهندهاى كه خود او ديده نشود ، فرشتهاى كه از عالم غيب آواز دهد
هادم اللذات : ويرانكنندهء لذتها
هاروت : نام يكى از دو فرشتهاى است كه