تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك شب ( الف ليلة وليلة ) ( فارسى ) — صفحة 529

مساهمون:

ص٥٢٩
حكمى كه جارچى در ملاء عام با صداى بلند اعلام كند منطقه : كمربند منظره : روزن ، پنجره منقاش : موچين ، آلتى كه به وسيلهء آن موى را از اعضاى بدن بكنند منقصت : كمى ، كاستى ، عيب مهتر : بزرگتر مهين : بزرگترين ، بزرگ ميسره : جانب چپ سپاه ميشوم : مشئوم ، نامبارك ، شوم ميمنه : جانب راست سپاه

ن

نال : نى ميان تهى ، ناله نخجير : شكار نذير : ترساننده ، بيم‌كننده ، ترساندهء به حق ، يكى از القاب حضرت محمد ( ص ) نرينه : مذكر ، پسر نزهتگاه : جاى خوش و خرم نسق : نظم دادن ، مرتب كردن نسق : منظم ، مرتب ، نظم ، ترتيب ، وضع نطع : بساطى از پوست دباغت كرده كه بگسترند و بر آن نشينند ، فرشى چرمين كه محكوم به اعدام را بر آن نشانيده و سرش را مىبريدند نظارگيان : تماشاگران نفاق : دورويى نمسه : كشور اتريش نمط : روش ، طريقه نوال : بهره ، عطا ، بخشش

و

وجه العرب : بزرگ عرب ، شريف و سيد و مهتر عرب وساده : مخده ، بالش ، بستر ، خوابگاه ، مسند ، اورنگ ولود : بسيار زاينده

ه

هاتف : آوازدهنده ، بانگ‌كننده ، آواز دهنده‌اى كه خود او ديده نشود ، فرشته‌اى كه از عالم غيب آواز دهد هادم اللذات : ويران‌كنندهء لذتها هاروت : نام يكى از دو فرشته‌اى است كه