تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك شب ( الف ليلة وليلة ) ( فارسى ) — صفحة 528

مساهمون:

ص٥٢٨
مزبله : جاى ريختن خاكروبه مسا : بعد از ظهر ، مغرب ، اول‌شب مسامرين : شب‌زنده‌داران ، شب‌نشينان ، افسانه‌گويان ، قصه‌سرايان مسامحه : مدارا كردن ، به نرمى رفتار كردن ، كارى را به تأخير انداختن ، كوتاهى كردن ، اهمال مسامره : افسانه‌گفتن ، گذرانيدن شب را باهم به افسانه سرايى مستفاد : فايده گرفته شده ، استفاده شده ، مفهوم شده مسهل الامور : آسان كنندهء كارها ، از القاب خداوند مشّاطه : زن آرايشگر مشتبه : آن‌كه در اشتباه است مشتهر : شهرت يافته ، محل شهرت مشتهر : شهرت‌دهنده مشك : ماده‌اى معطر كه از آهوى ختنى گرفته مىشود و در عطرسازى به كار مىرود مشير : مشورت‌كننده ، اشاره‌كننده مصحف : كتاب آسمانى ، قرآن مصحف : كتاب ، كتاب آسمانى مصطبه : سكويى كه بر آن نشينند مضرّت : گزند ، آسيب ، ضرر مطاوعت : فرمان بردن ، اطاعت كردن ، موافقت معاذ ا . . . : پناه بر خدا معجر : پارچه‌اى كه زنان بر سر افكنند ، چارقد ، روسرى ، نوعى پارچهء يمنى معين : ياور مغفر : كلاهخود مغنيان : آوازه‌خوانان ، مطربان مقاسات : تحمل رنج و سختى مقالت : گفتگو مقناطيس : آهن‌ربا مكاره : بسيار مكركننده ، حيله‌گر مكحله : سرمه‌دان مكحول : سرمه‌كشيده مكلّل : تاج بر سر گذاشته ، زيور داده مكنون : پنهان داشته شده ممازحت : مزاح كردن ، شوخى كردن مماطله : تأخير كردن در كارى يا در حق كسى ، در انتظار نگاه داشتن ، درنگ مملوك : بنده ، غلام مميّز : تمييزدهنده ، جداكنندهء خوب از بد منادى : جارزننده ، جارزدن ، خبر يا