حمام گرم شود ، گلخن حمام
تونتاب : آنكه تون حمام را گرم كند ، گلخن تاب
تهليل : لا إله الا ا . . . گفتن
تيغبازى : شمشيربازى
ث
ثاقب : روشن و تابان ، سوراخكننده
ثعبان : اژدها ، مار عظيم
ثمن كردن : قيمت كردن ، بهاء گرفتن
ج
جبان : ترسو ، سستدل
جبل دخان : كوه دود ، كوهى است كه در باديهاى در شرق مصر قرار دارد
جبين : پيشانى
جرّار : لشگر بسيار و انبوه كه از بسيارى مردم ، آهسته روند ، به سوى خود كشنده
جرس : زنگ ، دراى
جرى : بيباك ، گستاخ ، جسور
جلادت : چستى و چالاكى و دلير
جليس : همنشين
جود : بخشش ، رادى
چ
چاووش : كسى كه دعوت رفتن به زيارت كند ، نقيب لشگر
چشمهء حيوان : چشمهاى كه هركسى از آب آن بخورد ، زندهء جاويد شود و خضر پيامبر ( ع ) از آن آب خورده است
چغانه : نوعى ساز كه با مضراب و زخمه نواخته مىشده است
ح
حادثات : حوادث ، رويدادها
حب الرمان : دانهء انار ، غذايى كه با دانهء انار يا ناردان تهيه مىشده است
حداثت : پيدايش ، تازهشدن ، شدن ، جوانى
حربه : آلت جنگى ، سلاح ، چوبدستى ، تازيانه
حرفت : پيشه
حسبونسب : خويشاوندى
حصبا : حصباء ، سنگريزه