تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك شب ( الف ليلة وليلة ) ( فارسى ) — صفحة 517

مساهمون:

ص٥١٧
برگزيدگان ، همانندان امل : اميد ، آرزو انباز : شريك انبان : كيسه‌اى بزرگ از پوست گوسفند دباغت كرده كه درست از گوسفند برآورند ، پوست بزغالهء خشك كرده كه قلندران در ميان بندند و ذخيره در آن نگاه دارند انبساط : شادى ، گشادگى خاطر انفاس : نفسها ، دمها انفه : بزرگ‌منشى و غيرت و حميت ، ننگ داشتن انگشت شهادت : انگشت سبابه انگشت : زغال اوطان : وطنها اهمال : سستى كردن در كارى ، سهل‌انگارى ، فروگذاشتن ، درنگ ايسر : دست چپ ، چپ ، آسان‌تر ايمن : دست راست ، جانب راست ، مبارك ، ميمون

ب

باذل : بخشنده و سخى بايع : فروشنده بدايت : آغاز ، شروع بدوى : باديه‌نشين بديع : نو ، زيبا بديع الجمال : زيباروى بر اثر : به دنبال برآهيختن : بركشيدن برات : حواله ، نوشته‌اى كه به موجب آن مىتوان مبلغى از خزانهء دولت گرفت برص : بيمارى پيسى كه در اثر آن لكه‌هاى سپيد بر روى پوست پديد آيد برقع : روبند ، نقاب ، حجاب بزازى : پارچه‌فروشى بزه : گناه بساتين : بوستانها ، باغها بسيجيدن : آماده شدن بشير : مژده‌آورنده بضاعت : مال التجاره ، پاره‌اى از مال كه با آن تجارت كنند بليّت : بلا بليّه : بلا ، سختى ، مصيبت بنان : سرانگشتان بنگ : حشيش ، گياهى مخدر
هزار و يك شب ( الف ليلة وليلة ) ( فارسى ) — صفحة 517 | مؤلف مجهول / عبد اللطيف طسوجى تبريزى