برگزيدگان ، همانندان
امل : اميد ، آرزو
انباز : شريك
انبان : كيسهاى بزرگ از پوست گوسفند دباغت كرده كه درست از گوسفند برآورند ، پوست بزغالهء خشك كرده كه قلندران در ميان بندند و ذخيره در آن نگاه دارند
انبساط : شادى ، گشادگى خاطر
انفاس : نفسها ، دمها
انفه : بزرگمنشى و غيرت و حميت ، ننگ داشتن
انگشت شهادت : انگشت سبابه
انگشت : زغال
اوطان : وطنها
اهمال : سستى كردن در كارى ، سهلانگارى ، فروگذاشتن ، درنگ
ايسر : دست چپ ، چپ ، آسانتر
ايمن : دست راست ، جانب راست ، مبارك ، ميمون
ب
باذل : بخشنده و سخى
بايع : فروشنده
بدايت : آغاز ، شروع
بدوى : باديهنشين
بديع : نو ، زيبا
بديع الجمال : زيباروى
بر اثر : به دنبال
برآهيختن : بركشيدن
برات : حواله ، نوشتهاى كه به موجب آن مىتوان مبلغى از خزانهء دولت گرفت
برص : بيمارى پيسى كه در اثر آن لكههاى سپيد بر روى پوست پديد آيد
برقع : روبند ، نقاب ، حجاب
بزازى : پارچهفروشى
بزه : گناه
بساتين : بوستانها ، باغها
بسيجيدن : آماده شدن
بشير : مژدهآورنده
بضاعت : مال التجاره ، پارهاى از مال كه با آن تجارت كنند
بليّت : بلا
بليّه : بلا ، سختى ، مصيبت
بنان : سرانگشتان
بنگ : حشيش ، گياهى مخدر