تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تسمية من قتل مع الحسين ( ع ) لفضيل الاسدى الكوفي / إبصار العين في أنصار الحسين ( ع ) للشيخ محمد السماوي / نفثة المصدور فيما يتجدّد به حزن يوم العاشور لشيخ عبّاس قمّى ) ( سه مقتل گويا در حماسهء عاشورا ) ( فارسي ) — صفحة 48

مساهمون:

ص٤٨
عمر بن سعد مىخواست با حسين ( ع ) كنار بيايد لذا از حضرت پرسيد به چه منظورى به اين سرزمين آمده است ؟ حضرت در پاسخ جريان آمدنش را بيان كرد و از ابن سعد فرصت خواست كه به مكّه برگردد يا اينكه به ناحيه‌اى كوهستانى و به كوههاى دوردست و مرتفع و پناه ببرد . ابن سعد جريان را به ابن زياد نوشت و كسب تكليف كرد : ابن زياد جواب تهديدآميزى داد و نوشت در صورتى كه او با حسين ( ع ) نخواهد جنگيد ، يا او را به اطاعت از فرمان يزيد وادار نسازد از سمت خود كنار برود و فرماندهى سپاه را به شمر بن ذى الجوشن واگذارد . نامهء ابن زياد روز ششم محرّم الحرام به ابن سعد رسيد در اين هنگام تعداد لشكريان تحت فرماندهى ابن سعد به بيست هزار نفر رسيده بود از اينرو مكاتبه و گفتگو و مذاكره با حسين ( ع ) را قطع كرد و شدّت عمل بخرج داد آب را به روى ياران آن حضرت بست و از برداشتن آب جلوگيرى نمود و از حضرت خواست يكى از اين دو راه يا اطاعت از فرمان ابن زياد ، يا جنگ و مبارزه با يزيد ، يكى را انتخاب كند . از لشكريان ابن سعد آنهايى كه مشمول سعادت هدايت الهى گرديده بودند و خداوند توفيق شهادت را نصيب آنها فرموده بود با استفاده از تاريكى شب ، يكى يكى يا دو نفرى و دو نفرى به ياران حسين ( ع ) مىپيوستند تا روز دهم محرم تعداد آنان به حدود سى نفر رسيد . روز هشتم محرّم تشنگى بر ياران حسين ( ع ) چيره شد ، لذا حضرت برادرش عبّاس ( ع ) را با هشت مرد سوار و بيست نفر پياده براى آوردن آب مأموريّت داد ، آنان نگهبانان شريعهء فرات را كنار زده وارد شريعه شده آب نوشيدند و مشكها را پر از آب كرده برگشتند . سپس فرمانى از عبيد اللّه ، به ابن سعد رسيد كه هر چه زودتر جنگ را شروع كند لذا سپاه ابن سعد سوار شد و حركت نموده و حسين ( ع ) و اهل بيت و اصحابش را محاصره كردند ، حضرت برادرش ، عبّاس را با چند نفر از اصحاب ، نزد ايشان فرستاد و فرمود از ايشان تا فردا مهلت بخواه . اين جريان روز نهم محرّم الحرام رخ داد . سپاه ابن سعد پس از تأمّل و گفتگو و سرزنش و ملامت يكديگر ، تا صبح آن شب را مهلت دادند . ياران حسين ( ع ) آن شب تاريك را به راز و نياز و به ركوع و سجود گذراندند ، صداى تلاوت قرآن و مناجات پاسداران حق ، چون زمزمهء زنبور عسل در فضا طنين افكند و گوش را نوازش مىداد سرور و رهبرشان تشريف آورد و سخنرانى فرمود و